کودکان ایران زمین
براي مادران و كودكان

این وبلاگ آشی است داغ و مخلوطیست از اطلاعاتی که دانستن آن برای زندگی مفید و گاهی حیاتی است

کودکان ما نیاز به والدینی دارند که از هر چیزی اندکی بدانند .

ما عقل کل نیستیم ولی هرچیز را مفید بدانیم اشتراک میگذاریم

پس هرچه را نپسندیدید نظر خود را بدهید تا بحث کنیم

بحث ، نه جر و بحث

باورکنید از نظرات شما بسیار خرسند میشویم حتی اگر به مذاقمان خوش نیاید .

بسم الله

مادران و پدران گرامی لطفا موقع بازدید سایت برای معرفی این وبلاگ روی قسمت ١+ کلیک کتید باور کنید هیچ خرجی نداره و فقط من رو مدیون لطف خودتون میکنین

با تشکر


موضوع : | بازدید : مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 بهمن 1390 و ساعت 22:34 توسط Niposd

پرورش هوش هیجانی کودک

 
هنگامي كه شما به كودك خود كمك مي كنيد تا احساسات تند و تيز خود مانند عصبانيت نااميدي يا آشفتگي ذهني را درك كرده و آنها را مديريت كند در واقع به او كمك مي كنيد تا بهره هوش عاطفي يا هوش هيجاني در او افزايش پيدا كند.
 
نی نی سایت: كودكان موجب مي شوند كه واژه "دمدمي مزاج" معناي جديدي پيدا كند. يك لحظه كودك شما پادشاه جهان است و با شادي و خوشحالي به اين سو و آن سو مي دود؛ كمي بعد مثل يك گاو نر خشمگين شده است، از روي نااميدي مطلق گريه مي كند و اسباب بازيهايش را به اين سو و آن سوي اتاق پرتاب مي كند. مانند بسياري ديگر از والدين ممكن است براي شما هم پيدا كردن راهي براي پاسخ دادن به احساسات و رفتارهاي كودك در اين لحظات سخت و دشوار، مشكل باشد.

متخصصان بر اين باورند كه اين لحظات در اوايل دوران كودكي (زماني كه او محدوديتهاي خود را در فرآيند رشد عاطفي اش تجربه مي كند) بهترين فرصتهايي هستند كه شما مي توانيد از آنها استفاده كرده و به كودك خود آموزش دهيد كه چگونه احساسات قدرتمند خود را مديريت كرده و خود را آرام كند. محيط امن خانواده بهترين جايي است كه مي توان در آن اين درسهاي مهم زندگي را ياد داد و ياد گرفت.


هنگامي كه شما به كودك خود كمك مي كنيد تا احساسات تند و تيز خود مانند عصبانيت نااميدي يا آشفتگي ذهني را درك كرده و آنها را مديريت كند در واقع به او كمك مي كنيد تا بهره هوش عاطفي يا هوش هيجاني در او افزايش پيدا كند.

كودكي كه بهره هوش عاطفي او بالاتر باشد قادر است ارتباط بهتري با احساسات خود برقرار كند؛ در هنگام اوج هيجانهاي عاطفي خود را آرامتر كند؛ ديگران را بهتر درك كرده و با آنها بهتر ارتباط برقرار كند؛ و ايجاد روابط دوستانه محكمتر براي او آسان تر است.

متخصصان بر اهميت بهره هوش هيجاني و نقش آن در كمك به كودكان براي افزايش سطح اعتماد به نفس و مسووليت پذيري و نهايتا تبديل شدن به بزرگسالاني كه بتوانند با مهارت با ديگر افراد جامعه ارتباط برقرار كنند تاكيد مي كنند.

شما چگونه مي توانيد به كودك خود كمك كنيد تا بهره هوش عاطفي اش افزايش پيدا كند؟ تكنيك هايي وجود دارند كه "هدايت عاطفي" ناميده مي شوند و در واقع يك دستورالعمل گام به گام است كه شما مي توانيد با استفاده از آن به كودك خود آموزش دهيد كه احساساتش را تجزيه و تحليل كرده و در هنگام برخورد با مشكلات روحي و عاطفي آنها را مديريت كند. يك تكنيك در اينجا شرح داده شده است.



با توجه و ابراز احساسات به حرفهاي او گوش بدهيد

هنگامي كه كودك از احساسات خودش براي شما مي گويد با دقت به حرفهاي او گوش بدهيد سپس همه آنچه را با شما در ميان گذاشته است مجددا برايش بازگو كنيد. مثلا اگر فكر مي كنيد كه بواسطه اينكه شما زمان زيادي را به مراقبت از نوزاد جديد خود اختصاص مي دهيد كودك شما احساس مي كند ترك و رها شده است همين مطلب را با او در ميان گذاشته و بپرسيد كه آيا واقعا چنين احساسي دارد؟ در صورتي كه پاسخ او مثبت بود مي توانيد بگوييد: «درسته. مامان بايد وقت زيادي براي كوچولو مي گذاشت».

آنگاه مثالهايي از زندگي خودتان را براي او بگوييد تا به او نشان دهيد كه حرفهاي او را مي فهميد. به او بگوييد كه زماني كه برادر يا خواهرتان با پدرتان به شهر بازي مي رفتند و شما نمي توانستيد برويد چه احساسي داشتيد؛ بگوييد كه مادر يا پدرتان چگونه به شما كمك مي كردند تا احساس بهتري پيدا كنيد. اين كار موجب مي شود كودك شما بفهمد كه همه افراد اينگونه احساسات را تجربه مي كنند و نهايتا هم از اين مرحله عبور مي كنند.




به كودك خود كمك كنيد تا احساسات خود را نامگذاري كند

دامنه لغات كودك شما ضعيف بوده و درك او نيز از علت و معلولها بسيار ابتدايي و اوليه است؛ در نتيجه او براي تشريح احساسات خودش با مشكل مواجه مي شود. شما مي توانيد به او كمك كنيد تا نامهايي را براي احساسات مختلف خودش انتخاب كند و در نتيجه يك لغتنامه براي احساساتش ايجاد كند. اگر او به خاطر اينكه نمي تواند به پارك برود احساس نااميدي يا ناكامي مي كند شما مي توانيد بگوييد: «احساس مي كني ناراحت هستي؟».

همچنين مي توانيد به او كمك كنيد تا بفهمد كه داشتن احساسات متضاد يا متعارض پيرامون يك چيز طبيعي است. مثلا او مي تواند در هفته اولي كه به مهدكودك مي رود هم هيجان زده باشد و هم كمي بترسد.

اگر به نظر مي رسد كه كودك شما بدون دليل مشخصي ناراحت يا آشفته است سعي كنيد به اتفاقات اخير فكر كنيد و علت احتمالي مشكل او را پيدا كنيد. آيا اخيرا خانه خود را عوض كرده ايد؟ آيا شما و همسرتان در حضور كودك دعوا كرده ايد؟ اگر مطمئن نيستيد كه عامل ناراحتي او چيست هنگام بازي كردن حركات او را نگاه كرده و به حرفهايي كه مي زند گوش دهيد. اگر او در هنگام بازي با عروسكهايش عروسك مادر را مرتب در حال داد و بيداد كردن بازي مي دهد مطمئنا مي توانيد بفهميد كه علت ناراحتي او چيست!



احساسات كودك خود را با ارزش شمرده و آنها را تائيد كنيد

هنگامي كه كودك شما نمي تواند پازل را كامل كند و در نتيجه عصباني مي شود و كج خلقي مي كند به جاي اينكه به او بگوييد: «دليلي وجود ندارد كه اينقدر ناراحت باشي» بهتر است تصديق كنيد كه واكنش او كاملا طبيعي است. بگوييد: «وقتي آدم نمي تونه پازل را كامل كنه واقعا حوصله اش سر مي ره. مگه نه؟». اگر به او بگوييد كه واكنشهايش بيمورد يا بيش از حد هستند او احساس مي كند كه گويي بايد جلوي بروز احساسات خودش را بگيرد.




كج خلقي ها و بد اخلاقي هاي او را به يك ابزار آموزشي مفيد تبديل كنيد

اگر كودك شما پس از اينكه مي فهمد بايد توسط دندانپزشك معاينه شود، ناراحت و آشفته مي شود با آماده شدن براي ويزيت دكتر به او كمك كنيد تا كنترل خودش را به دست بياورد. درباره اينكه چرا از معاينه توسط دندانپزشك مي ترسد، اينكه انتظار دارد يا پيش بيني مي كند كه در زمان معاينه چه اتفاقاتي بيفتد و اينكه چرا او بايد توسط دندانپزشك معاينه شود با او صحبت كنيد. درباره زماني كه مي خواسته ايد با گروه سرود روي صحنه برويد و سرود بخوانيد و ترسيده بوديد يا زماني كه مي خواستيد يك كار جديد را شروع كنيد و از آن مي ترسيديد و يكي از دوستانتان به شما كمك كرد تا احساس بهتري پيدا كرده و ترس خود را كنار بگذاريد با او صحبت كنيد. صحبتهاي عاطفي و صحبت كردن پيرامون احساسات براي كودكان (همانند بزرگسالان) بسيار مفيد است.
از مشكلات عاطفي براي آموزش نحوه حل مشكلات استفاده كنيد

هنگامي كه كودك با شما يا يك بچه ديگر مشكل پيدا مي كند محدوديتهاي او را به وضوح برايش توضيح دهيد سپس او را به سمت پيدا كردن راه حل مناسب راهنمايي كنيد. مثلا شما مي توانيد بگوييد: «مي دانم از اينكه خواهرت ساختماني را كه با آجرهاي اسباب بازي ساخته بود خراب كرد عصباني هستي. اما نبايد او را بزني. پس وقتي عصباني مي شوي چه كار ديگري مي تواني بكني؟».

اگر كودك شما ايده اي در مورد راه حل مناسب ندارد چند گزينه در اختيار او قرار دهيد. متخصصين در زمينه مديريت عصبانيت، توصيه مي كنند كه در چنين شرايطي به كودك خود بگوييد اول شكم، آرواره و مُچ دستهايش را چك كند و ببيند كه آيا آنها سالم هستند، سپس يك نفس عميق بكشد تا عصبانيت را از بدن خود بيرون كند و همچنين احساس بهتري از به دست آوردن مجدد كنترل خودش پيدا كند. آنگاه به كودك خود كمك كنيد تا با صداي بلند و محكم درباره عصبانيتش حرف بزند؛ او مي تواند با يك جمله شبيه به اين حرفش را آغاز كند: «وقتي داد مي زني من عصباني مي شوم». كودكان بايد بدانند كه عصباني شدن طبيعي است اما فقط تا جايي كه به ديگران به اين خاطر آزار و آسيب نرسانند.




با حفظ آرامش خودتان يك الگوي مناسب براي كودك باشيد

همچنين شما مي خواهيد بدانيد كه در برابر ابراز احساسات كودك خودتان چگونه واكنش نشان مي دهيد. بسيار مهم است كه در زمان عصبانيت جملات و حرفهاي نامناسب، تند و زننده به كار نبريد. بهتر است به جاي گفتن اينكه «تو من رو ديوونه مي كني» بگوييد: «وقتي اين كار را مي كني من عصباني مي شوم»؛ در اين صورت كودك شما مي فهمد كه مشكل به رفتار او بر مي گردد نه به خود او. از انتقاد بيش از حد خودداري كنيد زيرا موجب مي شود كه كودك اعتماد به نفس خود را از دست بدهد.

بيشتر و پيشتر از هر چيز ديگر سعي كنيد احساسات خودتان را نيز در نظر بگيريد. برخي از والدين احساسات منفي خودشان را در نظر نمي گيرند تا شايد بتوانند ناراحتي يا مشكلات كودكشان را كاهش دهند. اما پنهان كردن احساسات واقعي خودتان تنها موجب گيج شدن كودك مي شود. مثلا در صورتي كه به كودك بگوييد كه ناراحت هستيد اما رفتار نامناسبي از خودتان بروز ندهيد به كودك نشان داده ايد كه مي توان شديدترين احساسات را نيز به خوبي سركوب كرد.

موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 235 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391 و ساعت 10:24 توسط Niposd

چگونه ذهن نوزاد خود را تربیت کنیم ؟

 
والدین می‌خواهند بدانند نوزادشان چه چیزهایی را درک می‌کند و چگونه می‌توان به رشد ذهنی او کمک کرد. در این مطلب می‌توانید هفته به هفته با توانایی‌های نوزاد آشنا شوید و بفهمید چگونه باید ذهن او را تمرین داد.
 
برترین مجله اینترنتی ایران


برترین ها:  پدر و مادر شدن برای هر انسانی شیرین و لذت‌بخش است، به خصوص اگر تجربه اول آن‌ها نیز محسوب شود. برای این‌که لذت این لحظات را صد چندان کنند لازم است شناخت خود را نسبت به مراحل رشد و نمو تازه وارد خود بالا ببرند. آنچه والدین باید در مورد نوزادان خود بدانند این است که همان‌گونه که به تقویت و رشد جسمی نوزاد خود اهمیت می‌دهند لازم است به تقویت و رشد ذهنی آن‌ها نیز توجه كنند که این مستلزم شناخت کافی نسبت به این امر است. با ما همگام شوید تا مراحل رشد ذهنی کودک را تا ۲سال مورد بررسی قرار دهیم.



مراحل رشد ذهنی کودک در 3 هفته اول

کودک از بدو تولد شروع به فهمیدن می‌کند، روز اول گوش می‌دهد و روز سوم علاوه بر گوش دادن واکنش نیز نشان می‌‌دهد. در روز نهم چشمانش را به سمت صدا حرکت می‌دهد و روز چهاردهم مادر خود را می‌شناسد. روز هجدهم صداهای کوتاه و تک از خودش تولید می‌کند و روز بیست و چهارم با شنیدن صدای مادر دهانش را تغییر شکل می‌دهد. در این مرحله کودک از فاصله ۲۵ سانتی‌متری می‌تواند اشیا رنگی را واضح ببیند.

  • برای پرورش توانایی‌های حافظه نوزاد در این مرحله
۱- با انگشتان خود اشیا رنگی را در فاصله ۲۵ سانتی‌متری برای کودک‌تان تکان دهید.
۲- تمام حواس کودک خود را تحریک کنید.
۳- با کودک صحبت کنید و برای او نجواهای مادرانه بخوانید.
۴- سعی کنید کودک تمام علائم و حرکات شما را ببیند.



مراحل رشد ذهنی کودک در هفته چهارم زندگی

در این مرحله کودک حرکاتی را كه هنگام صحبت کردن اتفاق می‌افتد، می‌فهمد و او نیز به نشانه تقلید این کار را با دهانش انجام می‌دهد. در این مرحله، واکنش نوزاد با توجه به آهنگ صدای مادر یا پدر متفاوت است، یعنی او آهنگ صدا را متوجه می‌شود. زمانی که با خشونت با او صحبت کنید، دچار اضطراب و نگرانی می‌شود و زمانی که با صدای آرام و ملایم با او صحبت کنید با آرامش و در سکوت به حرف‌های شما گوش می‌دهد.

  • برای پرورش توانایی حافظه نوزاد در این مرحله
۱- با صدای آهنگین و ریتمیک با او صحبت کنید.
۲- برای او نجواهای مادرانه بخوانید.
۳- او را در آغوش بکشید و به آرامی تکان دهید و با او صحبت کنید.



مراحل رشد ذهنی کودک در هفته ششم

در این مرحله وقتی شما با نوزادتان صحبت می‌کنید به شما لبخند می‌زند و صداهای کوتاه از ته حلق خودش تولید می‌کند و سرش را تکان می‌دهد.
 
  • برای پرورش توانایی نوزاد در این مرحله:
۱- اسباب بازی او را به چشمانش نزدیک و سپس دور کنید.
۲- هنگام صحبت کردن با او صورت‌تان را به او نزدیک کنید.
۳- با چهره شاداب و متبسم با او صحبت کنید.
۴- هنگام صحبت به چشمان او نگاه کنید.
۵- از جهات مختلف با او صحبت کنید تا جهت نگاهش را با صدای شما هماهنگ کند.



مراحل رشد ذهنی کودک در هفته هشتم:

در این مرحله کودک به آنچه در اطراف خود می‌بیند و توجه او را به خودش جلب می‌کند خیره می‌شود. او به جهت‌های مختلف نگاه می‌کند و به صدا‌ها و اشیا پیرامون واکنش نشان می‌دهد.

  • برای پرورش توانایی حافظه نوزاد در این مرحله:
۱-او را به حالتی قرار دهید كه بتواند کاملا اطرافش را ببیند (به همراه بالش او را به حالت نشسته قرار دهید)
۲-کودک را در كنار اسباب‌بازی‌های رنگی و شفاف قرار دهید.
۳-برای كودك شعرهای کودکانه بخوانید و همزمان دست‌هایش را با آهنگ تکان دهید.



مراحل رشد ذهنی کودک در هفته دوازدهم

در این هفته زمانی که با کودک صحبت می‌کنید کودک واکنش‌های خود را با هیجان و خوشحالی از طریق لبخند و جیغ زدن و تکان سر و دست‌هایش به شما نشان می‌دهد.

  • برای پرورش توانایی نوزاد در این مرحله:
۱-شما نیز شادی خودتان را به او نشان دهید.
۲-به او اسباب‌بازی‌های سبک و از جنس‌های مختلف بدهید. این کار برای تمرین گرفتن و لمس کردن بسیار مفید است.
۳-شعرهای کودکانه به زبان کودکانه خوانده شود.
۴-نرمش‌های ساده مانند تکان دادن ملایم اعضا، خم کردن زانو‌ها، باز و بسته کردن دست‌های نوزاد به سمت شکم استفاده کنید.



مراحل رشد ذهنی کودک در هفته شانزدهم:

کودک در این مرحله اشیا و مکان‌های آشنا را می‌شناسد و کارهایی را که همیشه انجام می‌داد  درک می‌کند.
او با مشاهده سینه مادر یا شیشه شیر خودش هیجان زده می‌شود و برای رسیدن به آن‌ها بی‌قراری می‌کند. او نسبت به اسباب بازی‌های جدید و نو و افراد جدی و حتی حس‌های جدید علاقه‌مند است و از خودش کنجکاوی نشان می‌دهد.

  • برای پرورش توانایی نوزاد در این مرحله:
۱- حس کنجکاوی نوزاد را ارضا کنید.
۲- درباره آنچه او می‌بیند و کنجکاوش می‌کند با او صحبت کنید.
۳- اسباب‌بازی‌های متنوع با اشکال مختلف و جنس‌های متفاوت استفاده کنید زیرا اسباب‌بازی‌های جدید مسائل مختلفی را به کودک می‌آموزد. (از طریق حواس پنجگانه)
۴- بهترین اسباب‌بازی‌ها صدادار هستند. (جغجغه)



مراحل رشد ذهنی کودک در هفته بیستم:

در این مرحله کودک بازی کردن از جمله آب بازی را دوست دارد. او به تصویر خودش در آینه لبخند می‌زند و می‌تواند دقایقی با تصویر خودش در آینه سرگرم باشد. او در این مرحله سرش را به سمت صدا می‌گرداند. او  اشیا را نوازش می‌کند و حتی صورت پدر و مادر را نوازش می‌کند. او دست‌ها و پاهایش را برای جلب توجه اطرافیان به سرعت تکان می‌دهد.

  • برای پرورش توانایی نوزاد در این مرحله:
۱- به کودک بیاموزید که به خواسته‌هایش پاسخ می‌دهید.
۲- زمانی که او با تکان دادن دست و پا‌هایش توجه شما را به خود جلب می‌کند شما با لبخند و صحبت‌های زیبا او را متوجه كنید که به خواسته‌هایش پاسخ خواهید داد.
۳- افراد تازه وارد را به او معرفی کنید.
۴- با او بازی کنید. (بازی دالی را بسیار دوست می‌دارد)
۵- همراه با کودک بخندید و او را با اسم صدا کنید.

موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 273 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391 و ساعت 10:23 توسط Niposd
سگ
11 تا 19 دی
12 تا 14 فروردین
25 تا 30 خرداد
19 تا 24 تیر
6 تا 8 مهر
10 تا 25 آذر

مـوش
20 دی تا 4 بهمن
25 اسفند تا 3 فروردین
26 فروردین تا 6 اردیبهشت
11 تا 13 خرداد
10 تا 18 تیر
25 مرداد تا 3 شهریور

شیــــر
5 تا 11 بهمن
22 تا 24 اسفند
1 تا 10 خرداد
10 تا 25 آبان

گربـه
12 تا 16 بهمن
4 تا 11 فروردین
4 تا 9 تیر
5 تا 9 مرداد
24 شهریورتا 5 مهر
26 آبان تا 9 آذر

کبوتـر
17 تا 25 بهمن
24 تا 31 اردیبهشت
25 تیرتا 4 مرداد
10 تا 23 شهریور
5 تا 10 دی

لاک پشت
26 بهمن تا 2 اسفند
7 تا 10 اردیبهشت
14 تا 24 خرداد
4 تا 9 شهریور
24 مهر تا 5 آبان

پلنگ
3 تا 9 اسفند
15 تا 25 فروردین
6 تا 9 آبان

میمون
10 تا 21 اسفند
11 تا 23 اردیبهشت
31 خرداد تا 3 تیر
10 تا 24 مرداد
9 تا 23 مهر
26 آذر تا 4 دی
10 تا 14خرداد


سگ: وفاداروخواستنی
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/7/01.jpg
هرگزنمی توان دروفاداریتان شک کرد.درکارتان صداقت وخلوص نیت به چشم می خورد.
بسیارساده دل وبی شیله پیله.
اهل جروبحث کردن نیستید.
متواضع،خاکی وواقع بین.به همین دلیل است که دوستانتان دل بسته ی شما می شوند.
درانتخاب پوشاک وسواس وسلیقه ی خاصی دارید.
اگرلباسهایتان مطابق مدروزنباشد،مسلماً ناراحت می شوید.
محبوب، پرطرفدار،خوش برخوردوباگذشت هستید.دوستانی بسیارخوب وقابل احترام دارید،دوستانی که هرکدام شخصیت برجسته ای ارند.

موش:تاحدی شیطان،ناقلاوبازیگوش
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/7/02.jpg
برق بازیگوشی درچشمانتان همان عاملی ست که موجب گیرایی وجذابیت بالای شمادرنزداطرافیان ودوستان می شود.
بسیارشوخ طبع وبامزه.پس تعجبی نداردکه مردم خواهان همکاری شمابوده وچشم انتظارحضورتان درتمام فعالیتهای گروهی می شوند.
ازسوی دیگرحساس ودل نازک هستیدکه این یکی ازنقاط ضعفتان است.
مردو مجبورندهنگام حرف زدن باشما،درانخاب کلمات بسیاردقیق و سنجیده عمل کنند.
خدابه دادکسی برسدکه هنگام روبروشدن باشما با کلمات بازی کند!

شیر:درست برخلاف اسم شیر،عاشق صلح وآرامش هستید.
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/7/03.jpg
ترجیح می دهیدازموقعیتهایی که نیازبه جنگ وجدال درآن حس می شود،پرهیزکنید.
ازبودن درهوای آزاد لذت می برید وازنشستن طولانی مدت دریک جابیزارید.
رهبربه دنیا آمده ایدواین استعداد راداریدکه چگونه دیگران رابه کارکردن وادارکنید.
دوست داریدکه دوستتان بدارند.
هنگامی که می بینیدتوجه کسی به سوی شماجلب شده است،خودرابه تمامی وقف اومی کنید!
بسیارصفت پسندیده ای است...امابه شمااخطارمی کنم:برخی میتوانندباسودجستن ازاین ویژگی اخلاقی،بیش ازحدتملق شمارا بگویند وکارشان راپیش ببرند.
بنابراین مراقب باشید.

گربه:بسیاردوست داشتنی وتحسین برانگیز
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/7/04.jpg
گاهی اوقات خجالتی امازیرک وسریع الانتقال.
گهگاه سکوت راترجیح می دهید.دوست داریدبه همه ی مسایل پی ببریدوازهرماجاریی سردربیاورید.
درشرایط عادی خونسرد وخوددارهستید.
اماوقتی پای استدلال به میان می آیدبه آتشفشانی آماده فوران شبیه می شوید.
بشدت طرفدارمدهستید.ولی بطورکلی باهرتیپ آدمی نشست وبرخاست می کنید.
امادوست نداریدکه باغریبه هازیادحرف بزنید.
مردم درکنارشماراحت هستندودرانتخاب دوستانتان دقت می کنید.

لاک پشت:پاک سرشت ونیکوخصال
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/7/05.jpg
حدیث مهربانی شماهمیشه نقل مجلس است.
شمانیزدوستدار صلح وآرامش هستید.هیچ وقت دوست نداریدمقابله به مثل کنیدحتی باکسی که خلافکاراست.
ازاین روهمه دوستتان دارند.
دلتان نمی خواهدغیبت دیگران رابکنید.
مردم عاشق طرزبرخوردورفتارشمابااطرافیانتان هستند.
همیشه می توانیدعشق بورزید.
ازهمه بهتراینکه انتظارنداریدکسی این عشق شماراپاسخ بگوید.
بسیاربلندنظرودست ودل بازهستید.
اینکه به هرچیزازسمت وسوی واقعی آن نگاه می کنید،بهترین تاثیرراروی طرف مقابلتان می گذارید.

کبوتر:شماسمبلی ازرویکردهرچه پیش آیدخوش آیدهستید
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/7/06.jpg
اطرافتان هراتفاقی بیفتد،خوشایندیا ناخوشایند به حالتان فرقی نمی کند.
درحقیقت هرجا میروید شادی رامی پراکنید.
راهبری جمع دوستان همواره بعهده شماست وبه وقت نیازدرتسلی بخشیدن به افرادمهارت بالایی دارید.
ازریاکاری بیزاریدوازافرادریاکار دوری می کنید،آنهاجایی درزندگیتان ندارند.
درکارتان بسیارمنظم واهل حساب وکتاب هستید.
بنابراین هیچ وقت باانباشتگی وبه تعویق افتادن کارمواجه نمی شوید.
ولی آگاه باشید:خیلی زود دردام عشق گرفتارمی شوید.

پلنگ:شمافردی مرموزهستید
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/7/07.jpg
می توانیدبه راحتی فشارهای زندگی راتحمل کنیدودررویارویی باهر ناملایمتی عنان اختیار از کف نمی دهیدوصبرپیشه می کنید.
بیشتراوقات می توانیدجدی ومصمم باشیدوعاشق شایع پراکنی به همراهی دوستانتان هستید.
بسیارمبادی آداب وآراسته.
دلتان می خواهدهرموقعیت وهرچیزی به همان شکلی که خودتان دوست دارید،برایتان فراهم شود،که البته گاهی اوقات این کارشدنی نمیست.
درنتیجه ممکن است ذربرخی روابط انسانی شکست بخورید.
اماازسوی دیگردوست داریدهر زمان دیگران نیازمند حضورتان هستنددرکنارشان بوده آنهارادرحل مشکلاتشان یاری کنیدودرسختی هادوشادوش هم گام بردارید.

میمون:بسیارکم حوصله وعصبی
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/7/08.jpg
دلتان می خوهدهرکاری باسرعت هرچه تمام ترانجام شود.
اساساًفردی بی شیله پیله بوده وعاشق این هستیدکه کانون توجه قراربگیرید.
ازاین رهگذر،منحصربه فردو بی مانندهستید.


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 188 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 بهمن 1390 و ساعت 20:00 توسط Niposd

برای بدست آوردن میزان آی کیو ی فرزندانتان به لینک زیر مراجعه نمائید .

توضیح : زبان انگلیسی را انتخاب کرده و سپس استارت نمائید .

جای خالی را با اشکال پیشنهادی پر کنید .

در خاتمه از محل منو دکمه سند را فشار دهید .

http://tanzimekhanevadeh.ir/IQ.htm

 


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 1615 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 تير 1390 و ساعت 17:01 توسط Niposd
طرز برخورد با کودک بدخلق

يکي از مشکلات والدين در تربيت کودکان وقتي پيش مي ‌آيد که کودک به علل گوناگوني دچار اختلالات خلقي مي‌ شود. اغلب والدين نمي ‌دانند دليل اين بدرفتاري‌ ها و کج‌خلقي ‌ها چيست و گاهي واکنش‌ هاي تندي را در پاسخ به اين رفتارها نشان مي دهند که باعث تشديد آن رفتار مي‌ شود؛ غافل از اين‌که به گفته روان‌ شناسان کودک، اگر اين اختلالات خلقي، ژنتيکي نباشد، معمولاً ريشه در رفتار نادرست والدين دارد. کودکان آميزه‌اي از رفتار بزرگ ‌ترها و محيط زندگي خود هستند و نبايد آنها را به دليل رفتارهاي بد سرزنش کرد. روانشناسان بر اين باورند که در مرحله اول بايد به اصلاح رفتار والدين در قبال کودکان پرداخت و پس از ارايه آموزش ‌ها و مهارت ‌هاي لازم به آن ها، مشخص کرد که علت اختلالات خلقي در کودک چيست تا با کنترل شرايطي که بدرفتاري را تشديد مي ‌کند شروع به شخصيت‌ سازي در کودکان کرد. متخصصين درباره علل بدرفتاري کودکان مي‌گويند: «در مقابله با کودکان بدرفتار، والدين به هيچ وجه نبايد رفتار نامناسبي از خود نشان دهند؛ مثلا بددهني کودکان يکي از مشکلات والدين است که در بسياري از موارد، خود والدين در بروز آن نقش دارند و کودکان صرفاً از روي تقليد اين الفاظ را به کار مي ‌برند.

 

بعضي واکنش‌ هاي غلط والدين نيز باعث تقويت رفتارهاي نادرست کودک مي‌ شود؛ مثلا لبخند زدن اتفاقي به حرف زشتي که يک کودک دوسه ساله مي ‌زند و يا پاسخ مثبت دادن به خواسته ‌هاي کودک وقتي که از داد و فرياد و بددهني براي رسيدن به خواسته‌اش استفاده مي ‌کند. به اين‌ ترتيب، اين مشکلات رفتاري در کودک نهادينه مي‌ شود و او ياد مي گيرد تا با داد و فرياد و بددهني به خواسته‌اش برسد.» روان‌پزشکان کودک و نوجوان، نيز بر اين باورند که يکي از مهم‌ترين اصول در تعليم فرزندان ارايه يک الگوي صحيح و سالم است. در واقع بچه ‌ها از بزرگ‌ترها ياد مي‌ گيرند چگونه رفتار کنند و زماني که ببينند والدين با يکديگر به درستي و با محبت حرف مي ‌زنند، رفتارهاي مناسب اجتماعي را ياد مي ‌گيرند و کمتر رفتارهاي ناهنجار از خود بروز مي ‌دهند. رسانه‌ ها نيز با آن چه توليد مي ‌کنند، کودک را در برابر فرهنگ خاصي قرار مي ‌دهند. کودکان در حالت کلي و از نظر رواني تمايل دارند اطرافيان را خشنود نگه دارند و اگر رفتار بدي نشان مي ‌دهند بايد به دنبال علت آن بود که در برخي موارد کودک ‌آزاري و تهديد عامل اين رفتار است و بدرفتاري، پاسخي به اين ريشه‌ها است. دکتر خوشابي مي‌ گويد: «سرزنش و انتقادهاي مکرر عامل مهمي‌ در تشديد رفتارهاي بد در کودکان است. کودکاني که مرتباً رفتار آن ها مورد نکوهش قرار مي ‌گيرد و رفتارهاي مثبت ‌شان تشويق نمي ‌شود، بدرفتار مي ‌شوند. در برنامه‌ هاي رفتاري همواره تشويق مورد تأکيد است و در صورتي که تشويق موثر نبود، تنبيه به صورت محروميت از برخي مسايل در نظر گرفته مي‌ شود و درباره اين محروميت نيز بايد از پيش به کودک هشدار داده شود. ضرورت دارد تا به تفاوت ‌هاي فردي کودکان توجه شود و هر کودکي در جايگاه خودش تشويق شود.»

شيوه مقابله با بدرفتاري در کودکان

کودکان از بدو تولد، بي‌ تربيت يا گستاخ و زورگو و خودخواه نيستند. اين خصوصيات رفتاري، اکتسابي‌اند زيرا کودکان حس مي‌ کنند با بروز اين حرکات به آن چه مي ‌خواهند مي ‌رسند، مگر اين که به موقع مداخله کرده و به کودک نشان دهيد که اين رفتارهاي عجيب و غريب، فايده‌اي ندارد و تنها باعث بدتر شدن شرايط مي‌ شود. قاطعانه بگوييد«نمي‌خرم»؛ بدون احساس گناه! با گفتن کلمه«نمي‌خرم» به کودک ‌تان احساس گناه نکنيد. مشاجره‌ هاي بين والدين و فرزندان معمولاً خوشايند نيست و ممکن است بارها پيش آمده باشد که فرزندتان از تصميم‌ گيري شما خوشش نيامده است. در تعطيلات و جشن تولدها، از کودک تان بخواهيد فهرستي از آن چه را که دوست دارد تهيه کرده و آن چيزهايي را که بيشتر دوست دارد در اولويت قرار دهد. خردسالان را تشويق کنيد آن چيزي را که دوست دارند با نقاشي براي تان بکشند. توصيه ديگر اين است که موقع پخش پيام‌هاي بازرگاني، تلويزيون را خاموش کنيد. تحقيقات نشان داده است که هر چه کودکان کمتر پيام‌هاي بازرگاني تلويزيون را ببينند کمتر براي خريد چيزهاي جديد بهانه‌گيري مي ‌کنند. به کودک خودتان ياد بدهيد آن چه دارد را به ديگران نيز ببخشد. مي‌ توانيد گه گاه از او بخواهيد و به او بياموزيد که بخشي از هزينه ‌هايي را که براي خريد لوازم مورد نياز او کنار گذشته‌ايد با کمال رضايت به يک موسسه خيريه ببخشد. ناسزا گفتن را ممنوع کنيد! به زبان آوردن کلمات ناپسند و غيرمجاز را براي کودک ممنوع کنيد. اين قانون را براي او شرح دهيد: «وقتي از چيزي مطمئن نيستي، آن را به زبان نياور.» هر زمان که فرزندتان ناسزايي را به زبان آورد، بلافاصله آن را به فهرست کلمات غيرمجاز او اضافه کنيد. توضيح دهيد که چرا ناسزاگويي، کاري زشت و غيرقابل قبول است و بسياري از مردم به زبان آوردن اين کلمات را نادرست مي‌ دانند. کلمه مورد قبول را جانشين آن کنيد. کلمات خنده‌ داري را که اصلا ناخوشايند نيستند، انتخاب کنيد تا به جاي کلمات نامناسب استفاده شود و يا اين که فرزندتان خودش از کلماتي استفاده کند که بار منفي ندارد؛ مثلا «بي‌ادب» را مي‌‌ توانيد جايگزين ناسزايي کنيد که کودک‌ تان به زبان مي‌آورد. وقتي که فرزند خردسال‌ تان براي اولين بار کلمه نادرستي را تلفظ کرد، به او بگوييد: «در خانواده ما از اين کلمات استفاده نمي شود» و به کودکان بزرگ ‌تر گوشزد نماييد که «شما به خوبي با قوانين اين خانه آشنايي داريد» و يا«ديگر نمي خواهم اين کلمه را از تو بشنوم.»

 

مقابله با سرپيچي و نافرماني

توضيح دهيد که از او چه انتظاراتي داريد. قاطعانه به او بگوييد: «وقتي دارم با تو جدي صحبت مي‌ کنم، حواست را جمع کن.» هم چنين مي‌ توانيد بگوييد: «اگر واقعاً دليل خوبي براي انجام ندادن کاري داري مي‌ تواني با لحن مودبانه‌اي آن را به من بگويي.» هر گاه او با شما بحث مي ‌کند، خواسته خود را کلمه به کلمه براي او تکرار کنيد. به طور مثال بگوييد: «شام ساعت 7 حاضر است، بايد دقيقاً در همان ساعت سرشام حاضر شوي.» به او حق انتخاب بدهيد تا کمي آزادي عمل داشته باشد. از او بپرسيد: «هنوز بعضي کارهايت را انجام نداده‌اي؛ آيا مايلي آن ها را الان انجام دهي يا بعد از شام؟» گاهي اوقات هم با او کنار بياييد؛ مثلا بگوييد: «الان وقت انجام تکاليفت است ولي تو داري بازي مي‌ کني. بهتر نيست بازي‌ات را تا نيم ساعت ديگر تمام کني و پس از آن به تکاليفت برسي؟» با او اتمام حجت کنيد و توضيح دهيد که اگر آن چه را که شما از او مي ‌خواهيد انجام ندهد، بايد منتظر عکس‌العمل شما و نتيجه عمل خود باشد.


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 447 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 تير 1390 و ساعت 7:36 توسط Niposd
خيالبافي کودکان

برخي از روانکاوان خيالبافي را عبارت مي دانند از من رانده شده که به اين مخلوق ذهن او ارتباط يافته است و هم برخي ديگر آن را نوعي رجعت رواني ذکر کرده اند که در آن بازگشت خيالي و عاطفي به دوره کودکي مطرح است. در کل خيالبافي نوعي گريز رواني است که در آن تماس با واقعيت و يا روبرو شدن با مساله براي افراد مشکل است و تن دادن به اين حالت براي فرد جنبه کامجويي و ارضاي رواني دارد. بحقيقت روح انساني با تخدير خود و گريز از واقعيت مي کوشد از ادراک رنج و درک ناکامي سرباز زند و از شدت احساس شکنجه و حسرت در خويش بکاهد. طبيعي است اين حالت در مواردي پديد مي آيد که آدمي از مقابله با مشکل خود را ناتوان احساس کند.

جلوه هاي آن در افراد

کودکان خيالباف اين حالت خود را به صورت هاي گوناگون متجلي مي سازند. شرح و بيان همه آن چه که در اين رابطه قابل ذکرند ميسر نيست، آن چه با رعايت اختصار مي توان مطرح کرد بدين شرح است:

۱) بصورت تصورات: افرادي که مبتلا به خيالبافي هستند تصوراتي دارند که برخي از آن ها بدين قرارند: تصور يک قهرمان شجاع، فردي ماهر با چهره اي قابل تحسين، بي نظير و فوق العاده که همه مسايل و مشکلات او حل شده است و از عهده همه مسئوليت ها بر مي آيد. تصور فردي مهم از تيپ مثلاً شاهزادگان که قادر به انجام فلان کار است و با اين که مي داند اين تصور غير واقعي است. گاهي تصور فردي متهم که ديگران مي خواهند بحساب او برسند. تصور فردي مظلوم که مورد ستم و اجحاف قرار گرفته است. تصور فردي که اگر مثلاً خرجي خود را خرج نکند و به کار اندازد صاحب ميليون ها پول و مال خواهد شد. تصور فردي مهم که همه کار از او برمي آيد و مي تواند به موقعيت هاي مناسبي برسد و قدرت همه کارها را دارد. تصور خلباني که در آسمان در حال پرواز و مانور دادن است و دارد به نقاطي دور دست و رويايي سفر مي کند. تصور فردي محبوب که همه دوست دارند او را در کنار بگيرند و وجود او را سبب سرور و شادماني مي دانند و براي او عظمتي قايلند.

۲) احساس آن ها: افراد خيالباف براي خود احساس ويژه اي دارند. از جمله: احساس اين که بيمارند و ديگران بايد از او احوال پرسند و از او مراقبت نمايند. گاهي احساس مي کند که مرده است و در عالم ديگري در حال سير است و مستحق رحمت. زماني در عالم خيال خود را صاحب درد مي داند و عملاً خويش را از جنب و جوش افتاده مي يابد. گاهي در عالم خيال دچار احساسات خصمانه نسبت به همه کساني است که نسبت به او بي مهري کرده اند. زماني احساس ترس دارند و خيالبافي شان آن ها را تحريک مي کند که شبح هايي را در ذهن مجسم کرد و از ترس آن بگريزند. گاهي اين احساس را دارد که همه حيوانات و گاهي همه کفش ها و لباس ها بصورت حيوان در آمده و مي خواهد آن ها را ببلعند. در مواردي احساس پرواز دارد که روي ابرها نشسته و در حال حرکت است.

۳) حالات آن ها: کودکان خيالباف حالت عادي ندارند. گاهي چنان در خيال فرومي روند که با خود مي گويند، مي خندند، حرف مي زنند و در اين راه نيروي زيادي را مصرف مي کنند. در عالم خيال به ديگران پرخاش کرده و يا در ذهن خود کسي را تنبيه مي کنند و در حال انتقام گرفتن از او خود را در مي يابند. در عالم خيال گاهي حالت امر و نهي مي گيرند و زماني حالت دلسوزي و حالت هيجان آميز در اين رابطه و از خود احساس رضايت دارند. در مواردي اين حالت را بخود مي گيرند که به ارضاي اميال و تمنيات خود مشغولند و اسير دنياي خويشند تا حدي که پذيرش واقعيت براي شان دشوار است. گاهي آن ها حالت معاشرت و سخنگويي با ديگران را يافته و در عالم خيال سرگرم صحبت و معاشرت با فردي موهوم مي شوند.

۴) روحيه آن ها: در حالت عادي کسلند ولي در عالم رويا و خيالبافي شادند و خرسند. خيالبافي براي آن ها پناهگاهي است که در سايه آن خود را شادان مي سازند. بسياري از آن ها روحيه کودکانه دارند، به دروغگويي معروفند در حالي که دروغ شان نوعي خيالبافي است که به صورت مرضي در آمده است. گاهي حالت خودستايي و بخود باليدن دارند و کارها و افتخاراتي که ندارند بخود نسبت مي دهند. روحيه شان روحيه رياکاري، فخر فروشي و همراه با پرگويي و زماني هم افسانه سازي است(که در اين مورد بحث مستقلي خواهيم داشت) روحيه موفقي براي خود پديد مي آورند از آن بابت که در دنياي غير واقعي خود را به همه آرزوهاي خود دست يافته مي دانند و جاي و مقام و لذتي خيالي براي خويش فراهم مي سازند. در عالم خود فرو مي روند و با خيال خويش خود را سرگرم مي کنند و براي خود موجبات غرور و خود بزرگ بيني را تهيه مي بينند.

۵) در روابط: اين گونه افراد به خود و دنياي خويش سرگرمند و بدين نظر ارتباط چنداني با ديگران ندارند و اگر هم زمينه اي براي ايجاد رابطه فراهم شود اين امر آنان را خرسند نمي سازد. گاهي براي خود هم بازي هاي خيالي تصور کرده و حتي به آن ها نام و شخصيت خيالي مي دهند و اعمال و صفات خاصي را به او نسبت مي دهند. نياز به فردي يا شيئي دارند که نقش مستمع را براي آن ها بازي کند و مطلب شان را بشنود و اين خود وسيله اي براي سرگرمي است. به سختي مي توانند با مردم در آميزند و مشکلات زندگي مردم را حل کنند. نقشه هاي افراطي و خيالي دارند که با واقعيت تطابق ندارد. و بالاخره خيالبافي بحقيقت وسيله اي است براي قطع رابطه با افراد و پديده ها بگونه اي که تدريجاً از همه مي گسلند و تنها به خود و اشياء خود مي پردازند.

تحليل اين جلوه ها

جلوه هاي فوق نشان دهنده ميلي ناهشيار به حل و رفع مشکلات، و برون ريزي نگراني ها و در کل تخليه خويش است. صورت هاي ذهني که آنان براي خود درست مي کنند ممکن است داراي ارتباط منطقي بوده و از واقعيت به دور باشند. جلوه هاي فوق در آدمي نشان مي دهد که او چه مي خواهد، از چه چيزهايي رنج مي برد، چه مسايلي در ذهن او به عنوان مسايل اصلي و اساسي مطرح است. اينان مصداق اين نيم بيتي هستند که: شتر در خواب بيند پنبه دانه. در مواجهه با واقعيت ها ناتوانند و بدين نظر در عالم خيال خود را سرگرم حل مشکل و خود را در آن موفق و پيروز بحساب مي آورند. خيالبافي ها اگر مکرر و پي درپي باشند مبين احتياجات شديد و ناراحتي هاي شخص است و هنوز ياد نگرفته است که چگونه با مشکلات کنار بيايد و به چه صورتي آن ها را حل کند و ضروري است به او رسيدگي شود.


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 154 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 تير 1390 و ساعت 7:35 توسط Niposd
تربيت کودک قانون مي خواهد

والدين زيادي هستند که اين مشکل را با بچه ‌هاي خود دارند و همواره دنبال راه‌ حلي هستند که بتوانند آن ها را از پاي کامپيوتر بلند کنند. وقتي شما والدين با اين مشکل مواجه مي ‌شويد شروع به سرزنش يکديگر مي ‌کنيد و يا خود را مواخذه مي ‌کنيد که اي کاش کامپيوتر نمي ‌خريديد! حق داريد که نگران بچه‌ ها باشيد چون نشستن طولاني ‌مدت جلوي کامپيوتر موجب مي‌ شود آن ها آموزش ‌هاي مهمي را که لازم است در سنين خاص دريافت کنند از دست بدهند. حتي ‌امکان دارد بچه‌ ها توانايي برقراري ارتباطات اجتماعي را نداشته باشند و مهارت ‌هاي لازم را در اين زمينه فرانگيرند…. بچه‌ هاي کوچک‌ تر بايد حتما ساعاتي را به بازي کردن و فعاليت بدني و جنب ‌و جوش اختصاص بدهند و ساعاتي هم خود را با اسباب ‌بازي ‌هايي که به رشد فکري و جسمي آن ها کمک مي‌ کند، مشغول کنند بنابراين نه تنها استفاده زياد از کامپيوتر بلکه تماشاي بيش از حد تلويزيون هم مضرات مشابهي دارد. به جاي آن که در مورد خريدن يا نخريدن کامپيوتر بينديشيد و يا دغدغه داشته باشيد که از چه سني اجازه بدهيد فرزندتان با کامپيوتر بازي کند، بهتر است به مطلب بهتري فکر کنيد يعني محدود کردن ساعات کار با کامپيوتر و قانون گذاشتن براي تماشاي تلويزيون و اجراي جدي آن قوانين. شما بايد يک تا دو ساعت در روز اجازه بدهيد بچه ‌ها با کامپيوتر کار کنند.

اين يک ساعت، کارهاي او را مختل نخواهد کرد و مي‌ تواند به بازي، استراحت و انجام تکاليف مدرسه برسد. هر خانواده‌اي بايد قوانين ساعات تماشاي تلويزيون براي خود داشته باشد. بچه‌ ها حق ندارند از هر لحظه‌اي و به ‌طور نامحدود براي تلويزيون ديدن استفاده کنند. براي مثال وقتي شما اجازه مي ‌دهيد او تا ساعت ۱۱ شب بيدار بماند و فلان سريال را ببيند چه توقعي داريد که بتوانيد او را تحت کنترل بگيريد. اگر او با گريه و اصرار بتواند شما را متقاعد کند که در آن ساعت بيدار بماند و تلويزيون ببيند و يا پاي کامپيوتر باشد، به‌طور عملي ياد مي ‌گيرد که خواهد توانست با گريه هر آن چه را مي‌ خواهد به دست آورد. هرگز از قوانيني که به اتفاق همسرتان وضع مي ‌کنيد کوتاه نياييد و براي مثال اگر به او اجازه مي‌ دهيد يک ساعت برنامه مورد علاقه‌اش را تماشا کند، قبلا بايد او را متوجه کنيد که تا شروع آن برنامه تکاليف خود را بايد به اتمام رسانده باشد. تخطي کردن او يا اهمال کاري ‌اش در انجام تکاليف به طور قطع مساوي است با محروم شدن از تماشاي آن برنامه دلخواه و انجام ادامه تکاليف در آن ساعت مذکور. بچه‌ ها بايد جديت شما را در اجراي قانون ببينند. پيش از شروع اجراي قوانين، همه موارد را با صبر و شکيبايي و حتي چند بار به بچه‌ ها تفهيم کنيد تا حق آن ها ضايع نشود.


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 187 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 تير 1390 و ساعت 7:34 توسط Niposd
بچه را از لولو نترسانيد

بيست و چند سال از آن روزها مي گذرد. ما دو نفر بوديم. من و مجيد. دو تا پسربچه که همه چيز و همه جا را به هم مي ريختيم و از ديوار راست بالا مي رفتيم. کل خانه از دست ما عاصي بودند... يک روز سرظهر من و مجيد در حياط بازي مي کرديم. چند بار گفتند ساکت باشيد ولي ما ساکت نشديم. چند دقيقه اي گذشت. پدرم از پله ها پايين آمد. صداي مان کرد. بعد با دست ته زيرزمين را نشان مان داد و گفت: «آن جا را مي بينيد؟» تاريک بود. چيزي ديده نمي شد. بيشتر دقت کرديم. کمي خرت و پرت کهنه را مي شد ديد. پدرم گفت: «آن جا يک پيرزن يک دست خوابيده که اگر شما از خواب بيدارش کنيد، هردوي شما را مي دزدد.» ما بچه بوديم. باورمان شد. ترسيديم. من تا مدت ها مي ترسيدم تنها به حياط بروم. بيست و چند سال از آن روزها مي گذرد. ما بزرگ شديم. مجيد ازدواج کرد. او الان يک پسر ۲ ساله دارد ولي هنوز از زيرزمين خانه ما مي ترسد. راستي چرا ما بچه هايمان را مي ترسانيم؟!
ترساندن بچه ها از لولو، بچه دزد، پليس، پزشک و... بين والدين، کار رايجي است. براي اين که بچه ها را مجبور کنند که از دستورات شان اطاعت کنند يا بتوانند روي برخي از بدرفتاري هاي آنان کنترلي به دست بياورند به اين روش ها متوسل مي شوند. برخي از والدين چون به روش هاي درست کنترل رفتاري کودکان واقف نيستند، تصور مي کنند که نمي توانند از روش هاي معمول و رايج رفتار کودک را کنترل نمايند. بنابراين متوسل به روش هاي ديگري مانند ترساندن مي شوند. جالب اين که اين ترس از چيز يا کسي خارج از خانواده است. چون برخي خانواده ها فکر مي کنند که خود از پس رفتارهاي کودک شان برنمي آيند. براي همين، او را از افراد ديگر بيم مي دهند. در بسياري از خانواده ها ديده مي شود که والدين به کودک مي گويند«مربي مهد» با دوربين رفتار تو را در خانه کنترل مي کند و کارهاي بد تو را مي بيند. اين کار يعني والدين خود قدرتي براي کنترل رفتارهاي کودک ندارند و به اين دليل به يک قدرت خارجي متوسل مي شوند. بيشتر اين روش ها از نظر روان شناختي براي کودک مضر هستند و از نظر رواني به او آسيب وارد مي کنند. ما با اين کار کودک را دچار نوعي هراس و اضطراب مي کنيم که اين هراس و اضطراب در نهايت به نفع کودک نخواهد بود. در عين حال والدين اين نکته را در نظر نمي گيرند که اگر بعد از مدتي آن قدرت هم در نظر کودک کوچک شد، براي کنترل رفتارهاي او چه بايد بکنند! نمونه هاي بسياري از اين نوع رفتار در اطراف ما ديده مي شود. گاهي والدين کودک را با ترساندن از يک موجود خيالي به کاري وادار يا از انجام کاري منع مي کنند. نمونه ديگري نيز از اين ايجاد هراس در کودک در خانواده ها وجود دارد که او را از ابتلا به بيماري ها و دردها مي ترسانند. مثلا به او مي گويند که اگر فلان کار بد را انجام بدهد، او را مي برند دکتر تا به او آمپول بزند.

صحبت من به اين معني نيست که کودک را در مقابل بيماري ها آگاه نکنيم. اين که والدين کودک خود را که بيش از حد بستني مي خورد از گلودرد و عواقب آن آگاه کنند يا اين که عوارض عدم شستشوي دست را به او تذکر دهند خوب است ولي نبايد در اين مورد بيش از حد بزرگنمايي شود. برخي خانواده ها کودک را به دلايل مختلف از پزشک و آمپول مي ترسانند. اين عمل شايد در آن مقطع بتواند تا حدودي رفتار کودک را کنترل کند ولي در آينده اگر اين کودک به هر دليلي نياز به مراجعه به پزشک داشته باشد، از اين کار دچار هراس و وحشت مي شود و از اين کار سرباز مي زند. کودکي که پيش تر از آمپول و دکتر ترسيده، گمان مي کند مراجعه به پزشک، تزريق آمپول يا مصرف دارو يک نوع تنبيه است. حتي در مورد خدا نيز بايد توجه داشت که کودک در اين سن بيشتر نياز دارد با لطف و مهرباني خدا آشنا شود. در بسياري از موارد خانواده ها کودک را از خشم و غضب خداوند مي ترسانند و ذهن کودک را به نوعي با قهر خداوند شکل مي دهند تا با مهر او. کودک در اين سن خدا را بيشتر به عنوان يک پناه مي خواهد و رفتار ناآگاهانه ما ممکن است شکل گيري اين حس را نيز در کودک مختل کند. والدين نبايد در اين موارد به نتيجه هاي مقطعي و کنترل رفتار کودک در آن موقعيت استناد کنند. در واقع ممکن است در شرايطي استفاده از اين ابزار بتواند براي مدتي رفتار و کارهاي کودک را تحت کنترل درآورد ولي در نهايت بدرفتاري ها را در کودک افزايش خواهد داد. اين شيوه ها ترس و اضطراب را در کودک افزايش مي دهند و چسبندگي او را به والدين بيشتر مي کنند و کودک مشکلات رفتاري جديدي را بروز خواهد داد. اين نوع برخورد علاوه بر اين که عدم قدرت والدين در تربيت کودک را به او نشان مي دهد او را همواره در معرض ترس از کنترل شدن توسط پليس و معلم و... قرار مي دهند و تازه اين عوارض پيش از آن است که کودک بداند والدين در اين مورد به او دروغ گفته اند. براي تنبيه کودک بايد توجه داشت که در او ايجاد ترس و اضطراب نکنند. تنبيه بايد متناسب با رفتار کودک در نظر گرفته شود و نبايد تنبيه هاي فيزيکي و کلامي را در اين مورد به کار برد.

ايجاد ترس و دلهره در کودک يکي از انواع کودک آزاري به شمار مي آيد. شايد پدر و و مادر واقعا قصد آزار کودک را نداشته باشند ولي با ناآگاهي از روش هايي استفاده کرده اند که کودک آزاري محسوب مي شده است. ايجاد ترس در کودک تنها در مقطع کوتاهي مي تواند روي کودک اثر گذارد اما بعد از آن تاثير خود را از دست مي دهد. اين نوع دلهره و اضطراب در کودکان موجب مي شود که آن ها در حوزه هاي ديگر بدرفتاري بيشتري از خود نشان دهند. وقتي ترس و اضطراب در کودک زيادتر شود مشکلات او نيز بيشتر مي شود. وقتي کودکي با دوست خود دعوا مي کند و پدر و مادر براي بهبود رفتار به او مي گويند: «اگر اين کار را بکني شب آقا دزده تو رو مي بره.» در واقع يک مشکل ديگر هم به مشکلات او اضافه کرده اند. حالا اين کودک اين مشکل را نيز پيدا مي کند که ديگر نمي تواند شب ها تنها در اتاقش بخوابد. او مدام به يک دزد فکر مي کند که شب مي آيد تا او را ببرد. وقتي ما ترس و اضطراب در کودک ايجاد مي کنيم ممکن است اين اضطراب در او حل نشود و در او ادامه داشته باشد. البته تاثير ترس در کودک به آستانه آسيب پذيري، سرشت و ذات کودک هم بستگي دارد. کودکي که زمينه هاي ترس در او وجود دارد اگر با تقويب محيط نيز روبه رو شود دچار آسيب پذيري بيشتري نسبت به کودکان ديگر خواهد بود که عوارض آن ممکن است تا مدت ها در او باقي بماند.


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 182 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 تير 1390 و ساعت 7:32 توسط Niposd
بهترين هدايا براي کودکي که کمتر ما را مي ‏بيند

هديه اول: شام، يک رويداد خانوادگي: زمان شام، تنها زماني است که تمام افراد خانواده دور هم جمع مي ‏شوند و حس ارتباط و پيوند واقعي در بين آن ها به وجود مي‏ آيد که مسلما بدون آن، کودکان احساس انزوا و تنهايي مي‏ کنند. براي دست يافتن به نتيجه بهتر، هنگام صرف شام تلويزيون را خاموش کنيد و تا همه سر سفره حاضر نشده‏ اند، غذا را شروع نکنيد. اگر فرزند نوجواني داريد که مشغول صحبت با تلفن است و شما بدون حضور او شام تان را صرف کنيد، در واقع نشان داده‏ايد که وي ارزش منتظر شدن را نداشته است. به همين ترتيب همه بايد صبر کنند تا آخرين عضو خانواده نيز غذا را تمام کند زيرا شام يک رويداد خانوادگي است. اگر راهي براي شام خوردن دسته‏ جمعي وجود نداشته باشد، يک وعده غذاي بيرون در روزهاي تعطيل راه ‏حل خوبي است.

هديه دوم: کتاب خواندن براي کودکان يا همراه آنان: همراهي با کودک در مطالعه کتاب، علاقه شديدي در او به وجود مي ‏آورد. کودکان عموما در طول تعطيلات تابستاني، فرصت ‏هاي يادگيري را از دست مي‏ دهند اما والدين مي‏ توانند به راحتي از اين بطالت وقت جلوگيري نمايند. مثلاً مي ‏توانند هر شب براي کودکان خود کتاب بخوانند و حتي بعد از آن که کودک توانايي خواندن را کسب کرد، اين کار را ادامه دهند. يکي از متخصصان روانشناسي معتقد است«براي کودکان برنامه کتابخواني در نظر بگيريد که طبق آن هر هفته يک کتاب براي آن ها بخوانيد يا آنان را به کتابخانه ببريد. هم چنين مي ‏توانيد در انتخاب موضوع مورد علاقه به کودک کمک کنيد و در پايان هفته در مورد کتابي که مطالعه نموده، به بحث و گفتگو بپردازيد.»

هديه سوم: تماشاي جمعي تلويزيون: تماشاي تلويزيون به همراه ساير اعضاي خانواده مي ‏تواند راه را به منظور بحث و گفتگو در مورد موضوعات پيچيده و دشوار اما مهم با کودکان هموار سازد. برنامه‏ هايي را انتخاب کنيد که امکان تماشاي آن ها به همراه کودک وجود داشته باشد که البته اين انتخاب به سن کودک بستگي دارد. هنگامي که برنامه‏اي را نامناسب تشخيص مي ‏دهيد، مي‏ توانيد بحثي را با کودک آغاز کنيد و از او بپرسيد در مورد آن چه که در تلويزيون ديده است، چه نظري دارد. مادري مي ‏گفت که نگاه کردن به برنامه ‏هاي تلويزيوني حتي آن ها که مورد علاقه او نيستند، روش مناسبي براي انتقال ارزش ‏ها به کودک مي ‏باشد.

هديه چهارم: گوش کردن به اظهارنظرهاي کودکان: گوش کردن به صحبت‏ هاي کودکان به عميق ‏ترين شکل ممکن چنين مي‏ رساند که به آن چه مي‏ گويند ارزش قائل هستيد و به آنان علاقه ‏منديد. تحقيقات اخير نشان مي ‏دهد که نخستين راه براي جلوگيري از بروز رفتارهاي پرخطر در سنين نوجواني، ايجاد نوعي رابطه است، به طوري که نوجوان احساس مي ‏کند که مي ‏تواند به راحتي با شما صحبت کند. اگر همه مشکلات کودکان براي آنان حل شود، هرگز نخواهند آموخت که مستقل فکر کنند و براي خود تصميم بگيرند. بهترين روش براي تضمين ارتباط و اتحاد خانوادگي، تنظيم برنامه‏اي است که بر اساس آن هر هفته يک نشست خانوادگي تشکيل شود. به عنوان مثال تبادل نظر در مورد مقررات موجود در خانواده و تصميم‏گيري در زمينه فعاليت ‏هاي هفته آتي و نيز گفتگو در مورد تعيين جايي براي رفتن به تعطيلات، مي ‏توانند موارد خوبي براي نشست خانوادگي باشند.

هديه پنجم: رعايت انضباط: همه بچه‏ ها تصور مي‏ کنند که مي‏ خواهند مسئول باشند و قدرت داشته باشند، اما در اعماق وجودشان واقعا نمي‏خواهند. کودکي که به اندازه کافي با مقررات انضباطي مواجه نيست، قلبا نگران است که اگر همه کارها را خراب کند، چه کسي جوابگو خواهد بود. کارشناسان مي ‏گويند بسياري از والدين ناآگاهانه و بيش از حد، سهل ‏انگار و آسان‏ گير هستند. آن ها لازم است بدانند که گاهي«نه» گفتن به بچه‏ها نه تنها صحيح است، بلکه براي رشد سالم آن ها ضرورت دارد. برخي والدين در مقابل رفتارهاي نامطلوب کودکان متوسل به تنبيه بدني مي ‏شوند، بسياري از کارشناسان بر اين عقيده‏اند که اين روش، بالاخص در درازمدت نمي ‏تواند مفيد واقع شود. وقتي ما از راه تنبيه بدني وارد عمل مي ‏شويم، به کودکان ياد مي ‏دهيم که خشونت تنها راه حل مشکلات است. کودکاني که تنبيه بدني مي ‏شوند، در مدرسه بچه ‏هاي ديگر را کتک مي ‏زنند و در آينده نيز همسران شان را آزار مي ‏دهند.

هديه ششم: مهر ورزيدن: پدر و مادر خوبي بودن، مستلزم فراهم کردن سخاوتمندانه و بي ‏دريغ هداياي عشق و محبت، توجه، انرژي و منابع براي کودک، طي مدت زمان طولاني است. بچه‏ ها تا حد زيادي با دلبستگي عاطفي رشد پيدا مي ‏کنند که اغلب هديه يک پدر يا يک مادر است، نيروي سحرآميزي است که اساس عشق به خود را تشکيل مي ‏دهد. زماني که بچه‏ها بياموزند خود را دوست بدارند، احساس عاطفه و علاقه عميقي را نسبت به ديگران پرورش مي‏ دهند.

هديه هفتم: ديدگاه مثبت و خوش‏بينانه به جهان: اگر همواره تصويري که از جهان ترسيم مي‏ کنيد، مکاني بي ‏روح و بي ‏رحم باشد، فرزندان تان کم کم ديد مثبت و طبيعي خود را نسبت به زندگي از دست مي ‏دهند. لازم است بچه‏ ها احساس خوبي نسبت به جهان داشته باشند تا بتوانند به آينده خود اميدوار باشند. به کودکان کمک کنيد تا درک کنند با وجود خطرات زياد، زندگي يک تجربه تلخ نيست. البته اگر نگران آلوده شدن کودک به مواد مخدر يا فسادهاي اخلاقي هستيد، مي توانيد از او بخواهيد که با طرح نگراني‏ هايش به آرامش دست يابد.

هديه هشتم: به کودکان کمک کردن به ديگران را بياموزيد: انجام کارهاي داوطلبانه، حس همدلي را در کودک ايجاد مي‏ کند و او را فردي مسئول بار مي‏ آورد. کودکاني که حس همدلي در آن ها قوي‏تر است، در مدرسه بهتر عمل مي ‏کنند، روابط سالم‏تري را برقرار مي ‏نمايند و بيشتر از ديگران پاي‏بند اصول اخلاقي خواهند بود. اين که فقط در باره کمک به ديگران صحبت کنيد، کافي نيست. مانند بسياري ديگر از جنبه‏ هاي تربيتي، شما بايد خودتان الگوي اين رفتار باشيد. به عنوان مثال کار کردن در کنار هم در محلي که براي فقرا غذا تهيه مي ‏شود، به کودک درس ‏هاي ارزشمندي خواهد داد. اما شيوه ‏هاي ديگر نيکوکاري را که کمتر حالت تشريفاتي دارند نبايد از ياد برد. کارهايي نظير کمک به پيرزن همسايه در انجام کارهايش، مي ‏تواند نمونه‏اي از اين نوع شيوه‏ ها باشد.

هديه نهم: کودکان و نوجوانان خود را در آغوش بگيريد و نوازش کنيد: تحقيقات جديد نشان مي‏ دهند که نوازش و در آغوش گرفتن بچه ‏ها، مغز را تحريک مي کند و موجب آزاد شدن هورمون ‏هاي اساسي رشد مي ‏شود. در دوران آغازين زندگي، لمس و تماس، ماده‏اي حياتي براي بچه‏ هاست. دريافت تماس ‏هاي عاطفي و محبت‏آميز از والدين و ديگران به اندازه دريافت ويتامين و انرژي اهميت دارد. در صورت دريافت نشدن آن، مغز بچه به درستي رشد نخواهد کرد. بنابراين از زمان تولد به کودک خود توجه بسيار مبذول داريد. وقتي نوزادي به هنگام گريه کردن با واکنش سريع و محبت‏آميزي روبه‏رو مي ‏شود، ياد مي ‏گيرد که کمتر گريه کند و شب ‏ها بهتر بخوابد. از ساعت زنگ ‏دار صرف‏نظر کنيد و به جاي آن، فرزند خود را با نوازش مختصر بيدار کنيد. فقط دو دقيقه طول مي ‏کشد و روش خوبي براي شروع روز است. به خاطر داشته باشيد که هر روز، روز جديدي در تربيت و کار پرورشي است. بنابراين هر کاري را که سال قبل يا ديروز انجام نداده‏ايد، مي ‏توانيد از امروز شروع کنيد.


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 172 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 تير 1390 و ساعت 7:31 توسط Niposd
چگونه كنجكاوي طبيعي كودك خود را تحريك كنيد؟

كودكان به طور طبيعي كنجكاو هستند، زيرا هر چه در اين دنيا مي بينند براي آن ها جالب و تازه است: خواه يك مورچه باشد كه خرده ناني را كه چند برابر خودش است به سمت لانه مي كشد، يا حلزوني باشد كه در گوشه يك پياده روي باران زده به راه خود ادامه مي دهد. البته اين حس كنجكاوي طبيعي كودك شما، در صورتي كه با يكي از كارهاي فوري شما(مثلا رساندن كودك به مهدكودك در اول صبح براي اين كه به موقع در محل كارتان حاضر شويد) هم زمان شود، ممكن است حواس شما را از كارهاي اصلي تان غافل كند؛ علاوه بر اين شايد توجه به اين نكته كه در دنياي كودك، راه رفتن يك حلزون از كارهاي شما مهم تر است، براي تان چندان خوشايند نباشد! در اين جا چند راه براي بهره بردن از كنجكاوي كودك و تبديل كردن آن به يك تفريح شاد و هيجان انگيز، ارائه شده است:

سفرهاي اكتشافي ترتيب دهيد

وقتي مي خواهيد براي خريد يا انجام كاري از منزل بيرون برويد، به همراه بردن كودك ممكن است براي تان مصيبت باشد، اما از همين فرصت هم مي توانيد استفاده كنيد و يك سفر اكتشافي هيجان انگيز و مفرح ايجاد كنيد. نانوايي، ميوه فروشي، قصابي، فروشگاه كفش و هر جاي ديگر مي تواند براي كودك دنياي تازه اي باشد كه در آن افراد و موضوعات جالب را تجربه كند. مي توانيد از قبل او را براي رفتن به چنين جايي آماده كنيد و بايدها و نبايدها را مشخص كنيد؛ زماني كه در صف ايستاده ايد يا منتظر تميز كردن گوشت يا مرغ هستيد، مي توانيد در مورد آن چه در محيط اتفاق مي افتد با كودك خود حرف بزنيد. باران مي آيد؟ لازم نيست بداخلاقي كنيد! باراني و چكمه هاي پلاستيكي كودك تان را به او بپوشانيد و براي خريد از خواروبار فروشي با هم برويد؛ در بين راه در چاله هاي آب لگد بزنيد، شاخه هاي درختان را تكان دهيد تا قطرات باران كه روي آن ها مانده اند بر سر و روي تان بپاشند و به كودك تان نشان دهيد كه چگونه مي تواند قطره هاي باران را با زبانش بگيرد و به دهان ببرد! با هم به ابرها نگاه كنيد؛ او ممكن است براي شما بگويد كه چه شكل هاي جالبي در ابرها مي بيند و شما را شگفت زده كند. بعد به خانه بياييد، كاكائو درست كنيد و با خامه هايي كه به شكل ابر درآورده ايد، روي آن را بپوشانيد. براي شام هم مي توانيد پوره سيب زميني ابري به او بدهيد! مي توانيد با تبديل گردش هاي بيرون شهر در پايان هفته به مسافرت هاي هيجان انگيز و پرماجرا، حس ماجراجويي كودك خود را ارتقاء دهيد. لباس هاي مخصوص گردش بپوشيد(مي توانيد كلاه ايمني بچه گانه يا چراغ قوه به كودك خود بدهيد) و خوراكي هاي سبك مخصوص سفر را همراه ببريد(با به نخ كشيدن دانه هاي آجيل مي توانيد يك دستبند خوراكي درست كنيد). اجازه دهيد كه كودك تان نيز يك عروسك را به عنوان همراه با خودش بياورد. مي توانيد از سفر كوتاه خود، سوغاتي و يادگاري بياوريد(مي توانيد از اين جعبه سوغاتي ها براي سرگرم كردن كودك در يك روز باراني استفاده كنيد تا مجبور نشويد با او به خيابان برويد و خيس خيس برگرديد!). پدر و مادران شاغل معمولا از اين كه نمي توانند گردش ها و فعاليت هاي شاد و خلاقانه با كودك خود داشته باشند، بيشتر احساس گناه مي كنند؛ ممكن است بگوئيد من فقط دخترم را بعد از ظهرها مي بينم، و ما ديشب تنها توانستيم براي شام و حمام در كنار هم باشيم. اما با قدري تخيل، همه پدر و مادرها(حتي آن هايي كه خسته از سر كار بر مي گردند) مي توانند ميز شام را به كلبه خوراكي ها يا وان حمام را به يك اقيانوس پرهيجان تبديل كنند! و در واقع، آن چه كودك شما بدان نياز دارد، فقط همين است.

 

 

براي بوئيدن گل ها، كمي تامل كنيد

همان گونه كه احتمالا خود شما هم متوجه شده ايد، بچه ها زياد وقت تلف مي كنند. اين بدان خاطر است كه آن ها در همين لحظه زندگي مي كنند(به قبل و بعد كاري ندارند) و تنها به چيزهايي كه جلوي رويشان قرار دارد، توجه مي كنند. طبيعي است كه شما نتوانيد همواره پا به پاي كودك راه برويد و در هر كاري كه او دوست دارد، همراهي اش كنيد؛ اما بهتر است هر وقت مي توانيد، كمي بيشتر برايش وقت بگذاريد. او يك كفش دوزك ديده است؟ كفش دوزك را روي دست او(يا اگر او مي ترسد، روي دست خودتان) قرار دهيد. خال هاي سياه رنگ او را بشماريد. درباره اين كه كفش دوزك چه مي خورد، كجا زندگي مي كند و شب ها كجا مي رود، با هم حرف بزنيد. اگر باغباني مي كنيد و به يك كرم يا حشره برخورد كرديد، آن را به كودك خود نشان دهيد. اجازه دهيد با آرامي با آن بازي كند، يا اين كه آن را در يك شيشه بگذاريد تا كودك شما بتواند براي چند دقيقه آن را ببيند. سپس با كمك كودك، كرم يا حشره را در باغچه رها كنيد. اگر با كودك خود در حال قدم زدن در خيابان هاي شهر هستيد و به يك تابلوي تبليغاتي يا ديوار نوشته برخورد كرديد، چند لحظه صبر كرده و به آن نگاه كنيد. مي توانيد يك بازي ساده را شروع كنيد: از او بپرسيد كه آيا مي تواند مردي را كه كلاه خنده دار دارد پيدا كند؟ ماشين قرمز را چطور؟ سگ بزرگ را چطور؟ ممكن است گاهي اوقات چيزهايي براي كودك جذاب باشند كه براي شما جذاب نيستند. شما ممكن است در يك باغ وحش، شتر يا فيل را به او نشان بدهيد، اما توجه او به كبوترها و موش هايي كه به قوطي هاي كنسرو در زباله ها حمله مي كنند، جلب شود. اشكالي ندارد. اجازه دهيد تا به كبوترها و موش ها نگاه كند. اين حيوانات كوچك تر از فيل و شتر هستند(با قد و اندازه خود كودك متناسبند!) و بالاخره بخشي از طبيعت محسوب مي شوند كه مي توانند همانند شتر يا فيل، علاقه او را به طبيعت تحريك كنند.

به تغييرات موجودات و محيط اطراف، توجه كنيد

كودكان به تغييراتي كه در دنياي اطراف ايجاد مي شوند، علاقه نشان مي دهند؛ كه اين شايد بدان خاطر است كه خود آن ها نيز به سرعت در حال تغيير هستند. از چيزهايي كه در دسترس هستند شروع كنيد: وقتي اولين ستاره شب در آسمان ظاهر شد، يك آرزو بكنيد؛ يا ماه را در طول شب هاي يك هفته، هر شب نگاه كنيد و در مورد تغيير شكل آن با همديگر صحبت كنيد. اما شما مي توانيد خودتان نيز چيزهايي را در خانه توليد كنيد كه دائم تغيير كنند. يك دانه لوبيا يا نخود فرنگي را كه به سرعت رشد مي كند در يك گلدان كوچك بكاريد و تعداد روزهايي را كه طول مي كشد تا آن سبز شود، بشماريد. يا اين كه نور يك چراغ قوه قوي را داخل گلدان شيشه اي بيندازيد تا او بتواند رشد ساقه و حركت ريشه ها به سمت آب را ببيند. ساقه كرفس را در فنجاني كه پر از آب است قرار دهيد، رنگ قرمز خوراكي را به آب اضافه كنيد و مدت زماني را كه طول مي كشد تا رنگ قرمز به همراه آب وارد ساقه كرفس شود، اندازه گيري كنيد. نشاسته ذرت را به آب اضافه كنيد تا يك خمير صدادار ايجاد شود، يا سركه را به مايه كيك اضافه كنيد و ايجاد حباب هاي زيبا را در آن مشاهده كنيد. با اين حال بهتر است كه خمير كيك را به كيك تبديل كنيد؛ زيرا نتيجه آن براي كودك دوست داشتني تر و خوشمزه تر است! وقتي هنوز شام آماده نيست بعضي از والدين، از حقه قديمي ژلاتين استفاده مي كنند: يك بسته پودر ژله يا دو ورقه ژلاتيني ساده را در آب حل مي كنند، و آن گاه به كودك مي دهند تا آن را آنقدر تكان دهد كه ژله خودش را بگيرد. سپس كودك مي تواند با دست يا قاشق به آن ضربه بزند و لرزش آن را نگاه كند! احتمالا در اين مدت شام آماده مي شود. اگر بتوانيد يك جوجه را در حال بيرون آمدن از تخم، يا يك پروانه را در حال پاره كردن پيله اش، به كودك تان نشان بدهيد، فوق العاده خواهد بود. اما اگر امكان اين كار را نداريد، نگران نباشيد. آب شدن يك قالب يخ در يك پياده روي گرم هم مي تواند همان قدر هيجان انگيز باشد.

طعم فصل ها را به كودك بچشانيد

به كودك خود كمك كنيد تا با كمك آن چه مي بيند، مي شنود، لمس مي كند و بو مي كند، تغيير فصل ها را درك كند. هنگام برگشتن به همراه كودك از مهدكودك به خانه، برگ هايي را كه روي پياده رو ريخته اند كنار بزنيد و صبح كه دوباره به مهدكودك مي رويد، برگ هايي را كه تازه روي زمين ريخته اند بشماريد. حباب هاي آب صابون را به هوا بفرستيد و با كمك آن ها، جهت حركت هوا را تشخيص دهيد. يك جعبه در حياط يا بالكن خانه بگذاريد و با كمك يك تكه چوب يا يك خط كش، مقدار برف يا باران را اندازه گيري كنيد. به او كمك كنيد تا صداي اولين پرنده هاي مهاجر بهاري را بشنود و به اولين كرم هاي شب تاب تابستاني نگاه كند. البته تنها دليل مهم بودن فصل ها، تغييراتي نيست كه با خود به همراه مي آورند؛ بلكه كارهاي مختلفي كه ما در آن ها انجام مي دهيم، نيز قابل توجه هستند. شروع بهار با عيد نوروز، مهماني و شكلات و شيريني همراه است. تابستان با طولاني شدن روزها، هنگام رفتن به پارك و سفر است و زمان دريا و ماسه بازي. پائيز با ريزش برگ و باران شناخته مي شود و زمستان با برف بازي و جشن يلدا. البته ممكن است كودك شما هنوز آنقدر بزرگ نشده باشد كه همه كارهايي را كه پارسال انجام داديد، به ياد بياورد؛ اما بچه ها از اين گونه مراسم خوش شان مي آيد و بسياري از متخصصين بر اين باورند كه حافظه بسيار زود شروع به فعاليت مي كند. خواندن كتاب و آواز خواندن دسته جمعي، به كودك كمك مي كند تا چيزهاي بيشتري در مورد اين مراسم ياد بگيرد و او هم به نوبه خودش، اين مراسم(كريسمس براي مسيحيان، پسح براي يهوديان، يا رمضان براي مسلمانان) را جشن بگيرد. البته غذاهاي هر فصل هم مي توانند موجب جرقه زدن كنجكاوي او پيرامون بوها، مزه ها و بافتهاي جديد اين غذاها شوند.

اجازه دهيد دنياي كوچك خودش را داشته باشد

بچه ها از چيزهاي كوچك خوش شان مي آيد: دكمه ها، مهره ها، سنگريزه ها. كسي علت اين را نمي داند(شايد اين بدان خاطر باشد كه كودك در دنياي خودش نمي تواند چيزهاي بزرگتر را ببيند و درك كند). البته، اشيا بسيار كوچك هم خطرناك هستند. اشيا كوچكتر از 3 در 6 سانتي متر(اشيائي كه از اندازه دهان كودك كوچك تر باشند)، خطر خفه كردن كودك را به همراه دارند. اما زماني كه خطري وجود نداشته باشد، شمردن و قرار دادن مهره هاي چوبي يا دكمه هاي پلاستيكي بزرگ در جعبه هاي مختلف(و يا شمردن و قرار دادن سنگريزه ها يا صدف ها در سطل هاي مختلف) مي تواند براي مدتي طولاني، كودك شما را سرگرم كند. هم چنين شايد مشاهده كرده باشيد كه كودك شما از فضاهاي كوچك و دنج(كه احساس خلوت، تنهايي و مالكيت را به او منتقل مي كنند) خوشش مي آيد. مي توانيد چند پتو را از بالاي تخت خواب او آويزان كنيد تا محل خواب او به يك غار كوچك تبديل شود، يا چند صفحه بزرگ را دور ميز آشپزخانه قرار دهيد تا آن را به يك چادر مسافرتي تبديل كنيد. يا اين كه اگر حياط داريد، مي توانيد شاخه هاي پاييني چند درخت يا بوته را ببُريد تا يك مخفيگاه كوچك در وسط آن ها درست كرده باشيد؛ سپس اجازه دهيد كه كودك تان، مخفيگاه كوچكش را با چند بشقاب كوچولو يا اسباب بازي هاي ديگر تزيين كند. كودكان از اشيا كوچك كه بتوانند آن ها را به راحتي نگه داشته و جابجا كنند خوش شان مي آيد و اين كار مي تواند نهايتا به انجام كارهاي آشپزخانه يا ساخت و ساز منتهي شود.

آن چه را براي كودك تان جذاب است، دنبال كنيد

ممكن است براي صدمين بار از خودتان بپرسيد: "چرا تراكتور؟" (يا چرا بازيكنان فوتبال، چرا لوازم پزشكي، چرا اسب ها؟). شما پدر و مادر يك كوچولو هستيد و البته توجه اين كوچولو ممكن است به چيزهاي مختلفي جلب شود. هيچ كسي به درستي نمي داند كه چرا برخي چيزها توجه كودك را جلب مي كنند؛ اما نكته مهم اين است كه اين مسأله طبيعي است و هم چنين فرصت مناسبي را براي يادگيري در اختيار كودك قرار مي دهد. آيا كودك شما دائما در مورد آتش نشان ها سوال مي پرسد؟ او را به يكي از ايستگاه هاي آتش نشاني در نزديكي محل سكونت تان ببريد؛ يا او را به فروشگاه تجهيزات آتش نشاني ببريد تا اين وسايل را از نزديك ببيند؛ يك كلاه آتش نشاني و يك شلنگ باغباني براي او تهيه كنيد تا بتواند در تابستان و در حياط خانه از آن استفاده كند. اگر كودك شما هر روز صبح به محض اين كه از خواب بيدار مي شود، به سراغ كمد لباس هايش رفته و دامن چين دار محلي اش را مي پوشد، مي توانيد او را براي تماشاي تمرين يكي از گروه هاي رقص محلي ببريد. كتاب هاي عكس دار بزرگ در انواع مختلفي وجود دارند كه مي توانند اطلاعات كافي در مورد زندگي يك آتش نشان يا پرستار در اختيار كودك قرار دهند. اگر كتاب هاي مخصوص كودكان در زمينه اي كه مورد توجه كودك شما قرار گرفته است وجود ندارد، نگران نباشيد. يك كتاب كه عكس هاي بزرگ و رنگي داشته باشد نيز كافي است. به عنوان مثال، اگر كودك شما به زندگي نهنگ ها علاقه پيدا كرده است، به دنبال يكي از كتاب هاي علمي كه عكس هاي جذابي از اين حيوان داشته باشد، يا يكي از كتاب هاي عكس دار مربوط به دريانوردي، بگرديد. يا مي توانيد براي صدمين بار، يكي از برنامه هاي مربوط به زندگي ماهيان دريايي را كه براي كودكان تهيه شده است، ببينيد!

سوال هاي او را به يك پروژه تحقيقاتي علمي تبديل كنيد!

كودكان ممكن است سوالات متعددي از قبيل اين كه«چرا آسمان آبي است؟» يا«چرا وقتي آب مي جوشد، بخار از دهانه كتري بيرون مي آيد؟» و يا صدها سوال ديگر بپرسند كه والدين آن ها هم جواب اين سوالات را ندانند. اگر كودك شما با سوالاتش شما را از پا درآورده است، نگران نباشيد؛ به او بگوييد كه دونفري با هم مي توانيد جواب سوال را پيدا كنيد. سوالات او را بر روي يك برگه كاغذ بنويسيد و به گونه اي اين كار را بكنيد كه او هم بتواند نوشتن شما را ببيند. سپس به همراه او، ليست سوال هاي تان را به كتابخانه يا كتابفروشي ببريد. كودكان درباره موارد بسيار زيادي سوال مي پرسند؛ در نتيجه امروزه صدها كتاب به طور اختصاصي طراحي و آماده شده اند كه به والدين كمك مي كنند تا به اين گونه سوالات كودكان شان پاسخ دهند.


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 145 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 تير 1390 و ساعت 7:30 توسط Niposd
وقتی نوزادان بی خواب می شوند 
منبع:sharghnewspaper.ir
بی خوابی تنها بزرگسالان را درگیر نمی كند، نوزادان نیز از شدت بی خوابی كلافه می شوند ولی چون نمی توانند به راحتی بیان كنند با گریه های بیش از حد و آرام و قرار نداشتن های طولانی شكایتشان را ابراز می كنند. نوزادان معمولا ۱۶ تا ۲۰ ساعت در شبانه روز می خوابند كه در ماه های سوم به حدود ۱۷ ۱۶ ساعت در روز می رسد. طولانی ترین زمان خواب آنها بین ۴ تا ۵ ساعت است و این دقیقا زمانی است كه می توانند بدون شیر خوردن بخوابند.شیرخواران سه ماهه به طور متوسط پنج ساعت در روز و ده ساعت در شب می خوابند و تقریبا یك یا دو بار بیدار می شوند كه طبیعی بوده و بنا به دلایلی مثل احساس گرسنگی، سرما یا خیس كردن اتفاق می افتد.
برای اینكه شیرخوار در طول شب خواب راحت داشته باشد او را بیش از حد بیدار نگه ندارید، زیرا خسته شده و در به خواب رفتن مشكل پیدا می كند. وقتی خواب آلود است او را در تخت خودش قرار دهید، او را به اتاق خودش ببرید تا یاد بگیرد بدون شما به خواب رود. نوزاد فرق روز و شب را نمی داند، این اختلاف را شما به وی یاد دهید.در طول روز تا آنجا كه می توانید با او بازی كنید و اجازه دهید شب به راحتی استراحت كند. حتی برای تعویض كهنه كودك نیز در شب با او صحبت نكنید و كمتر سر و صدا تولید كنید.این گونه او یاد می گیرد كه در شب و در محیط های كم نور و كم سروصدا بخوابد.
كودك را جز زمانی كه پاهایش به دلیل دفع مدفوع و ادرار دچار قرمزی، تورم و دردناكی نشده، شب هنگام برای تعویض كهنه بیدار نكنید. نوزاد در شش ماهگی باید یاد بگیرد كه خودش بخوابد. فراموش نكنید در این سن مهم ترین دلیل نگرانی كودك، اضطراب از جدایی شما است. در طول روز ترس های ناشی از جدایی كودكتان را با بغل كردن و نوازش های مداوم به او پاسخ دهید. ضمنا خوابیدن با پتو و عروسك را نیز به او یاد دهید و این گونه او را به خوابیدن بدون خودتان عادت دهید.پس از شش ماهگی تغذیه شبانه كودك را قطع كنید و تعداد دفعات تغذیه ای او را به یك بار آن هم قبل از خواب ساعت ۱۰ ، ۱۱ شب كاهش دهید. با تمامی اینها اگر باز هم نوزادتان نخوابید و در طول شب بسیار آشفته بود سریعا به پزشك اطلاع دهید.

موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 175 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 تير 1390 و ساعت 12:43 توسط Niposd
 
 
 
   
  نوزادان دانشمند
منبع:www.urmiacity.com
کودکان بسیار پیش از آنکه راه رفتن و سخن گفتن را بیاموزند، می توانند بطور منطقی فکر کنند! آنها به مثابه پژوهشگرانی کوچک جهان خویش را کشف می کنند. ولی بسیاری از آنان خیلی زود کنجکاوی خویش را از دست می دهند زیرا حس کشف در آنها به اندازه کافی تقویت نمی شود.زندگی چیزی نیست جز حل مشکلات! و انسان از بدو تولد سخت با این مشکل درگیر است. دانشمندان دریافته اند که انسان از هفت ماهگی درباره علت و معلول می اندیشد. هر روز در سراسر جهان دانشمندان زیادی لحظه به لحظه بر روی کوچکترین حرکات و نگاه نوزادان تحقیق و تأمل می کنند و فعالیت مغزی آنها را می سنجند. روانشناسان، زبانشناسان، پزشکان و کارشناسان مغز در جستجوی یکی از پیچیده ترین معماهای بشری هستند: یک کودک چگونه رشد می کند؟ چگونه به جهان ملحق می شود؟ از چه زمانی دست به طبقه بندی می زند، و کی در می یابد که برای مثال کفشدوزک همزمان یک حیوان، یک حشره و یک جاندار است؟ چه زمانی پیچیدگی های زبان مادری را می آموزد؟ چگونه استعدادهایی را که از وی یک انسان هوشمند می سازد، کسب می کند؟
والدین و کسانی که می خواهند پدر یا مادر شوند پرسشهای مشابهی را مطرح می کنند و خود را دچار مشکل می سازند. آنها می خواهند همه چیز را در رابطه با فرزندشان درست و به بهترین شکل انجام دهند. ولی موضوع اینجاست که آنچه را که درست است، معمولا دیگران می دانند! ماماها با بروشورهای اطلاعاتی پیش از تولد اینسو و آنسو می روند، دوستان آهنگهای مختلف برای خوشامد جنینی که تازه تولید شده هدیه می کنند و صنعت غول آسای اسباب بازی هر چه ابتکار دارد به خرج می دهد: ویدئو مغز نوزادان برای اینکه پدر و مادر بتوانند تمامی امکانات را در برابر او بگسترانند! و سرانجام کتابهایی که پر از راهنمایی های ریز و درشت است.
یک چیز اما مسلم است: کودکان به انگیزه و بزرگسالانی که از آنان مراقبت کنند نیاز دارند. ولی دقیقا چه چیزی و چه مقدار به آنها یاری می رساند؟ چگونه والدین و مربیان می توانند در رشد کوچولوهای خود پشتیبان آنان باشند و در عین حال از آنها توقع زیادی نداشته باشند؟ پاسخ محققان در این زمینه آدمی را به یاد شعار «یاری برای خودیاری» می اندازد. یک کودک در حال رشد بیش از هر چیز به دنبال موضوعاتی است که بتواند او را بارور سازند تا مطابق سن خود شکوفا شود. بزرگسالان تنها باید پشتیبان او در این فراگرد یادگیری باشند. تا پنجاه سال پیش گمان می رفت که یک نوزاد شیرخواره درست مانند یک روح بدون نقش و یک صفحه کاغذ نا نوشته است. نه می تواند پیرامون خود را تشخیص دهد و نه توانایی درک درد را دارد. کم نبود مواردی که جراحان نوزادان را بدون بیهوشی عمل می کردند! امروز اما در دهه پژوهشهای مربوط به نوزادان بسر می بریم و یک نقطه عطف کپرنیکی را ازسر می گذرانیم: ایده های گذشته ما دیگر معتبر نیستند.
دانشمندان آلمانی می خواهند دقیقا بدانند که کودکان در چه دوره ای زبان آلمانی را می آموزند و از ژانویه 2001 تا کنون بطور مرتب حدود 200 کودک شیرخواره را مورد آزمایش قرار می دهند. یکی از نخستین نتایج این است که نوزادان از همان زمانی که مانند کبوتر بغ بغو می کنند و حروف نا مشخص بر زبان می آورند و جیغ می زنند، دارند خودشان را برای بیان نخستین کلمه آماده می کنند و همه چیز نشانگر آن است که نوزاد تلاش می کند تا لحن زبان مادری را تقلید کند. به این ترتیب نخستین گامهای سرنوشت برداشته می شود. نوزادان دختر چینی از همان ابتدا با شرم اجباری خاور دور بغ بغو می کنند و شیرخوارگان آلمانی و فرانسوی از آغاز لهجه های متفاوت دارند و بر حروف معینی تأکید می کنند. نوزاد بلافاصله پس از تولد می تواند صدای مادرش را تشخیص دهد زیرا در زهدان مادر آموخته که آن را تشخیص دهد. در چهار ماهگی می تواند نام خود و پس از چندی کلمات «مامان» و «بابا» را بشناسد. نوزاد در پایان یکسالگی می تواند نه تنها تمامی صداهای مربوط به زبان را تشخیص دهد بلکه می تواند زبان مادری را از زبان بیگانه تمیز دهد. او متوجه می شود که یک کلمه کجا آغاز و کجا پایان می یابد و معنای حدود 60 کلمه را می فهمد. به نظر می رسد که از همان آغاز تولد نوزاد زبان را توسط نیمه چپ مغز می آموزد. تمامی شواهد نشان می دهد که کودکان و شیرخوارگان بسیار بیش از آنچه بزرگسالان حدس می زنند، می دانند و می توانند. یک نوزاد پیش از آنکه نخستین کلمه را بر زبان آورد، کلی پژوهش و آزمایش پیچیده انجام می دهد! نوزادان تنها با تقلید والدین خود نیست که یاد می گیرند، بلکه جهان را مانند دانشمندان کوچکی به سرعت و با مهارت فتح کرده و هر روز عالم جدیدی را کشف می کنند.
در عین حال آنان چاره دیگری ندارند، چرا که در نخست همه چیز را به مثابه هرج و مرج در پیرامون خود می بینند: یک گنجه، یک بوسه، یک «نه!». هر چیزی، هر وضعیتی و هر کلمه ای نو و منحصر بفرد است. برای غلبه بر این آشفتگی و ارتباط دادن هر آنچه در پیرامون هست به یک قدرت فکری بسیار بالا نیاز است: گنجه جزو اثاثیه خانه است که درهایش باز می شود و می توان در آن لباس گذاشت. بوسه عبارتست از تماس مرطوب لب که مهربانی و محبت را نشان می دهد. یک «نه!» یعنی وجود یک مرز که می تواند از پرتاب شدن از پله ها جلوگیری کند! والدین نمی توانند تصور کنند که نوزادانشان هر روز چه توانایی انتزاعی فوق العاده ای از خود نشان می دهند. یک کودک یکساله می تواند سگ و گربه و مرغ را از هم تمیز دهد. در هفت ماهگی که نشستن می آموزد می تواند طبقه بندیهای کلی تر در مورد اثاثیه خانه، حیوانات و اتومبیل انجام دهد. در همان زمان شروع می کند به شناخت جمله سازی. برای مثال می داند که: «علی شیرینی خورد» درست است و نه «علی خورد شیرینی». در زبانهایی که مانند آلمانی حرف تعریف دارند، نوزاد نه تنها انواع حرف تعریف را تشخیص می دهد بلکه قید مانند «بالا» و «پایین» را می تواند بفهمد. تحقیقات نشان می دهد که کودک پیش از آنکه زبان به سخن بگشاید، خود را به اصول اولیه دستور زبان مجهز می کند! نوزاد مرتب در حال ارزیابی هر آن چیزیست که می شنود، می بیند و یا احساس می کند و آنگاه آنها را بر اساس احتمالات طبقه بندی می کند: کلماتی که اغلب تکرار می شوند، پس باید مهم باشند! کلماتی که با هم می آیند، مانند صفت و موصوف، به یک نوعی به هم تعلق دارند. درست مانند یک کیمیاگر که مرتب مواد را با هم ترکیب می کند و تنها آنچه را نگه می دارد که آزمایش شده است، کودکان نیز تنها آنچه را به خاطر می سپارند که مغزشان آن را ارزشیابی کرده باشد.
ولی دانشمندان اینها را از کجا می دانند؟ ممکن است آنها متدهای علمی ارزشمندی داشته باشند ولی آنان که نمی توانند بدانند در کله نوزاد چه می گذرد! مطمئنا دانشمندان از آنچه در درون یک نوزاد می گذرد هرگز مطلع نخواهند شد. ولی همین تحقیقات در آزمایشگاههایی صورت می گیرد که با عکس و فیلم و نمایش و نور و حرکت و شیئی، فعالیت مغزی و کوچکترین حرکت و نگاه نوزادان توسط کارشناسان مغز و روانشناسان ثبت می شود.
این همه به برنامه ژنتیک انسان باز می گردد که از دهها هزار سال پیش در هر کودک سالمی در کمال اطمینان عمل می کند. بر همین اساس است که انسان هیچ خاطره ای از سه سال و نیم آغاز زندگیش به یاد نمی آورد. تا این سن هنوز حافظه انسان برای یاد سپاری طولانی و آگاهانه به کار نیفتاده است. نوزادان تنها از پس مسائل کوچک و در عین حال اساسی بر می آیند. آنها چهره های نزدیکان را باز می شناسند و نسبتا خوب به یاد می آورند که اگر از ته دل جیغ بزنند، بلافاصله کسی به سراغشان می آید! ولی ژن به تنهایی از یک کودک، برنده نوبل علمی و یا کاهل نمی سازد. دانشمندان معتقدند که همواره پیرامون است که بر روی تکوین اطلاعات ژنتیک تأثیر می گذارد. اگر نوزادی از عصر حجر به جای اینکه در غار بزرگ شود، به دنیای ما منتقل شده و با کتاب و کامپیوتر و اسباب بازیهای الکترونیک رشد کند، آنگاه درست مانند ما بزرگ خواهد شد. ساختار ژنتیک انسان در چند ده هزار سال اخیر تغییرات نازلی داشته است. یک دانشمند آمریکایی مدعی است: چند نوزاد سالم به من بدهید و من تضمین می کنم که از هر کدام از آنها بدون توجه به علایق و استعدادشان یا متخصصانی در رشته پزشکی و حقوق و تجارت بسازم و یا گدا و دزد!
برخی دیگر از دانشمندان نیز معتقدند که کودکان را مانند خمیر یا موم می توان شکل داد و آنها را هوشمند یا هوشمندتر ساخت. برخی از کسانی که تازه می خواهند بچه دار شوند این در و آن در می زنند تا آموزش فرزندانشان را هنوز به دنیا نیامده آغاز کنند! برخی از مادران ژاپنی بر روی شکم شش ماهه خود بلندگو می گذارند تا جنین نخستین درس انگلیسی خود را بیاموزد! در آمریکا زنان باردار تلاش می کنند تا شمارش یک تا پنج را به جنین یاد بدهند! مؤسسات متعددی در ژاپن و آمریکا برای تربیت دانشمندانه نوزادان رقابت می کنند. لیکن برخی دیگر از دانشمندان این تلاش را به حرص و آزی تعبیر می کنند که ربطی به علم ندارد، چرا که هیچ کودک شیرخواری نمی تواند آن استعداد و توانی را از خود نشان دهد که بزرگسالان از او انتظار دارند!

موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 164 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 تير 1390 و ساعت 12:42 توسط Niposd
 
 
 نوزادان خود را ماساژ دهيد 
منبع:www.salamatiran.com
باشگاه خبرنگاران جوان: يک متخصص بيماري هاي كودك و نوزاد درباره روش درماني ماساژ گفت: «مي‌توان عمل ماساژ درماني را در همان مراحل نخستين نوزادي آغاز كرد كه البته دقت در زمان و نحوه انجام اين عمل بسيار حايز اهميت است.»
باشگاه خبرنگاران جوان: يک متخصص بيماري هاي كودك و نوزاد درباره روش درماني ماساژ گفت: «مي‌توان عمل ماساژ درماني را در همان مراحل نخستين نوزادي آغاز كرد كه البته دقت در زمان و نحوه انجام اين عمل بسيار حايز اهميت است.»
دكتر پيروي ادامه داد: «در ابتدا سر نوزاد بعد صورت، گردن، كف دست و انگشتان دست به ويژه شصت و بعد كف پا از نقاطي كه مادران و والدين كودك مي‌توانند بعد از متولدشدن كودكان به صورت كاملا آرام و با دقت اقدام به انجام اين عمل كنند.» وي در ادامه با توجه به اين مطلب كه هيچ كس بي نياز به ماساژ نيست، تاكيد كرد: «تمام افراد اعم از كودك، نوجوان و سالمند، به نوعي عمل ماساژ نيازمند هستند چرا كه اين عمل مي‌تواند ضمن دادن احساس آرامش به فرد در درمان بيماري‌ها نيز موثر واقع شود.»

موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 200 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 تير 1390 و ساعت 12:41 توسط Niposd

 نويسنده: دکتر سيدحسين فخرايي*

در ماه دوم زندگي، فرزند شما بيشتر اوقاتش را صرف تماشا و گوش کردن به اطرافيان مي‌کند و ياد مي‌گيرد که اطرافيان مي‌توانند او را تغذيه کنند، به او آرامش بدهند و موجبات راحتي و آسايش او را فراهم آورند. وقتي اطرافيان به کودک لبخند مي‌زنند، کودک احساس آرامش و لذت مي‌کند و مي‌فهمد که مي‌تواند بخندد.
کودک در ماه اول نيز لبخند مي‌زند ولي لبخندهاي او هدف‌دار نيستند اما در طول ماه دوم از خنديدن به‌عنوان علامتي براي نشان دادن خوشحالي و ابراز دوستي استفاده مي‌کند. در اين زمان، او ياد مي‌گيرد که 2 راه براي ارتباط با ديگران وجود دارد؛ گريه و لبخند. او احتياجات و رضايت خود را از طريق همين 2 راه به ديگران نشان خواهد داد.
در ماه دوم زندگي، در شروع لبخندزدن‌هاي هدف‌دار، کودک ممکن است خنده‌هاي گذرا و بدون توجهي به نگاه شما داشته باشد اما اين امر نبايد باعث ناراحتي و نااميدي‌تان شود. اين پديده به آن علت است که خنده کودک نشانه توجهي است که او به مجموعه حالات و احساسات شما از جمله حالت چهره، تون صدا و گرماي بدن شما (و نه فقط نگاه شما) دارد.
به تدريج که شما و کودک بيشتر با هم انس مي‌گيريد، او مدت طولاني‌تري به نگاه شما خيره مي‌شود و شما به تدريج مي‌آموزيد که با نگه داشتن او در فاصله‌اي مناسب و حرف زدن با او و لمس مناسب، چگونه توجه او را بيشتر جلب کنيد.

خنده‌هاي 3 ماهگي
 

در 3 ماهگي، کودک در ايجاد ارتباط از طريق خنديدن، بسيار ورزيده‌تر مي‌شود و حتي گاهي با صدا درآوردن و قهقهه‌ زدن، توجه شما را به خود جلب مي‌کند. گاهي اوقات او به چهره شما خيره مي‌شود و منتظر اولين خنده از طرف شماست تا با تمام وجود، به خنده شما عکس‌العمل نشان دهد که اين کار را با باز کردن دست‌ها و تکان دادن پاها نشان خواهد داد. حرکات صورت او ممکن است تقليدي از شما باشد. به‌عنوان نمونه، کودک ممکن است ضمن صحبت شما، دهانش را باز کرده و چشم‌هايش را گشاد کند و اگر شما زبانتان را بيرون بياوريد او نيز همين کار را انجام دهد. البته فرزند شما اين رابطه دوستانه را ابتدا فقط با شما خواهد داشت چون او نيز مانند بزرگسالان، افراد مطمئن و شناخته‌شده را به غريبه‌ها ترجيح مي‌دهد و طبيعتا اين ارتباط را فقط با والدين خود برقرار مي‌کند.

ارتباط‌هاي 4 ماهگي
 

در حدود ماه‌هاي سوم و چهارم، کودک با ساير کودکان، به خصوص با خواهر و برادرهاي خودش شروع به صحبت و ايجاد ارتباط مي‌کند. اگر صداي کودکي را از تلويزيون يا بيرون از خانه بشنود، ممکن است براي پيدا کردن صدا سر خود را برگرداند و اين تمايل به ساير کودکان به تدريج افزايش مي‌يابد. پدربزرگ، مادربزرگ يا ساير افراد آشناي فاميل وقتي با کودک بازي مي‌کنند، ابتدا با يک لبخند ترديدآميز همراه با سروصدا و حرکات بدن مواجه مي‌شوند؛ در حالي که کودک در مقابل افراد غريبه ممکن است نگاهي کنجکاوانه يا يک لبخند سريع و گذرا نشان دهد. اين رفتار انتخابي کودک نشان مي‌دهد که او حتي در سنين خيلي پايين نيز مي‌تواند افراد را شناسايي کند و در هر صورت او به نزديکان خود خيلي وابسته است. اين روابط اوليه نقش مهمي در رشد و تکامل اجتماعي – عاطفي کودک بازي مي‌کند. وقتي شما با شور و علاقه و به سرعت به لبخندهاي کودک پاسخ مي‌دهيد او متوجه اهميت وجود خود مي‌شود و به شما اعتماد مي‌کند. در مورد رشد عاطفي – اجتماعي کودک علايم هشداردهنده‌اي وجود دارد که والدين بايد از آنها اطلاع داشته باشند و در صورت مشاهده با پزشک مطرح کنند.

لبخند نوزادان

علايم هشداردهنده
 به علايم هشداردهنده زير توجه کنيد و اگر هر کدام از آنها را در کودکتان مشاهده کرديد، فورا آنها را با پزشک کودکتان در ميان بگذاريد:
• کودک به صداهاي بلند عکس‌العمل نشان نمي‌دهد.
• تا 2 ماهگي به دست‌هايش توجه نمي‌کند.
• تا 2ماهگي در برابر صدايتان لبخند نمي‌زند.
• تا 3ماهگي به اشيا چنگ نمي‌زند و آنها را نمي‌گيرد.
• تا 3 ماهگي به ديگران لبخند نمي‌زند.
• در 3ماهگي گردن نمي‌گيرد و نمي‌تواند سرش را نگه دارد.
• در 3 تا 4 ماهگي به طرف اسباب‌بازي دست دراز نمي‌کند.
• تا 4 ماهگي نمي‌تواند اشيا را به طرف دهانش ببرد.
• تا 4ماهگي نمي‌تواند از صداهاي شما تقليد کند.
• وقتي پاهايش را روي سطح صاف و محکمي قرار مي‌دهيد، تا 4 ماهگي نمي‌تواند پاهايش را به طرف پايين فشار دهد.
• در 4ماهگي نمي‌تواند چشم‌هايش را در جهات مختلف حرکت دهد.
• بيشتر اوقات چشم‌هايش به حالت لوچي درمي‌آيد.
• توجهي به چهره‌هاي جديد نمي‌کند يا به شدت حالت وحشت‌زده به خود مي‌گيرد.


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 211 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 تير 1390 و ساعت 12:36 توسط Niposd
صفحه قبل 1 صفحه بعد

استخاره با قرآن
استخاره با قرآن